كتابى كه لوح محفوظ باشد ، قبل از آنكه خلق نمايد نفس شما را ، به چندين ازمنه و دهور ، و اين كار بر خدا آسان است نه دشوار . تبديل و تغيير ندارد ؛ و هر حادث در زمان مقدّر مخصوص به خود لا بد واجب الوقوع است ، خواه عباد صابر و شاكر باشند و خواه جانى و منكر .
كما قال على - عليه السلام - : « سيكون ما هو كائن فى وقته و اخو الجهالة متعب محزون ما لا يكون فلا يكون بحيلة ابدا و ما هو كائن سيكون » . لهذا حق تعالى بعد از اين مىفرمايد :
« لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ »
، يعنى علّت ثبوت ما « 1 » آن واردات شما را قبل از وجود شما ، و مذاكرهى او را در قرآن به شما بهواسطهى اين است كه بدانيد و پريشان نشويد بر آنچه از شما فوت شود ، و مسرور نشويد بر آنچه به شما روآورد ، كه سرور و حزن شما بىفايده است . از اينجاست كه وارد شده : « من عرف اللّه كلّ لسانه ، و من اطّلع على سرّ القدر فقد استراح » . و نيز مثبت و مشعر مقام و كلام ايشان [ است ] ما ورد فى الكلام الالهى :
« وَ لا يُنْفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً وَ لا يَقْطَعُونَ وادِياً إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ »
، اى كتب و سطر و قدّر فى لوح محفوظ قبل وجود الاثر و المؤثّر فى ما لا يزال ؛ يعنى پيش از « 2 » خلق ارواح ، كه باز خلقت آنها مقدّم است بر ابدان ؛ چنانكه در حديث وارد است : « خلق الارواح قبل الاجساد بالفى عام » . افعال و آثارى كه از تو در فلانه روز ، و فلانه ساعت صادر مىشود ، [ آن را در ازل ] در لوح محفوظ حق تعالى به قلم قدرت نگاشته ، و از جهت هريك از عباد كارى و فعلى معيّن فرموده .
يكى مقصد هزارانساله طاعت * بهجا آورد و كردش طوق لعنت
هامش
( 1 ) . دا : ( ما ) را ندارد .
( 2 ) . شا : از آنكه