به افعال بوده ، و ارادهاش هم تعلّق گرفت به مقتضاى علم بما كان قبل ان يكون ، و لا بد بايد واقع شود ، امّا مع جميع خصوصيّاته ، و يكى از آن خصوصيّات اختيار عباد است كه او هم چون در علم حقّ گذشته ، لا بد بايد باشد . مثلا حقّ عالم بود در ازل به آنكه زيد نام در فلان زمان به اراده و اختيار خودش كتابت مىنمايد ، و همين به ارادهى حقّ مرور نموده ، لهذا حكما و حتما واقع مىشود ، و بايد هم بشود . و اين توحيد افعال و سلب ما سوا را از آثار بهنظر موحّد است كه وجود را حقيقتا از قاطبهى ما سوا ساقط الاضافه نموده ، نه در نظر ارباب جدل . و به اين نظر است كه خدا مىفرمايد :
« ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى أُصُولِها فَبِإِذْنِ اللَّهِ »
. و به اين لحاظ است كه با وجود آنكه طيور ، كه به حسب ظاهر مختارند در حركات « 1 » خود ، نه مجبور ، چه ، فعل آنها از روى علم و عزم است ، با آنكه به ارادهى خودشان ساكن در جوّند ، حق تعالى بقاى آنها را در فضا نسبت به خود مىدهد ؛ در آيهى شريفهى :
« أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صافَّاتٍ وَ يَقْبِضْنَ ما يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمنُ »
.
مقدّر گشته پيش از جان و از تن * براى هريكى كارى معيّن
چنانكه مفاد كلام ايشان مذكورشدهى در قرآن است ، فى قوله تعالى :
« ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ »
؛ يعنى نرسيده است به شما مصيبتى و وارداتى در ارض از قبيل قحط و غلا و قتل و غارت ؛
« وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ »
، يعنى و نرسيده مصيبتى در نفوس شما از قبيل امراض بدنى و حزن و فقد احباب و غيره ، الّا آنكه اين مصائب و واردات ، سابقا ثبت و ضبط گرديده در
هامش
( 1 ) . پا : حركت