تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
جهت كليّه‌ى موحّدين و مؤمنين است . سيّوم مقام رجاى صرف است ، و اين از جهت اولياء است - عليهم السّلام - در آيه‌ى كريمه‌ى :
« أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »
.
نماند خوف اگر گردى روانه * نخواهد اسب تازى ، تازيانه
قوله :
تو را از آتش دوزخ چه باك است ، * گر از هستى تن و جان تو پاك است ؟
نظير ما قال عارف جامى :
« حق را طلب اى فسرده چون يخ * در صحن بهشت و قعر دوزخ بىحقّ چه كنى بهشت خرّم ؟ * با حقّ چه خورى غم جهنّم ؟ »
على الجمله ، آنكه عين بصيرت او مكتحل به نور حقّ است ، مىداند كه عالم بأسرها عباد اللّه است ، و نيست از براى ايشان وجود و صفت و فعلى الّا به حقّ ، و به حول و قوّه‌ى او . و كلّ ايشان محتاج‌اند به سوى رحمت رحمانى او ، و اوست - تعالى - رحمان و رحيم . و از شأن كسى كه موصوف به اين صفات است ، نيست كه بالذّات احدى را عذاب نمايد ابدا سرمدا « 1 » . او « 2 » نيست اين مقدار از عذاب جهنّم مگر به‌واسطه‌ى وصول و ايصال آنها به جانب كمالى كه مقدّر است براى آنها . چنان‌كه گداخته مىشود ذهب و فضّه به‌واسطه‌ى خلاصى آنها از چيزى كه موجب كدورت آنهاست . پس اين عذاب متضمّن عين لطف است . كما قيل : « تعذيبكم عذب و سخطكم
هامش
( 1 ) . پا : سرمد ( 2 ) . شا : و
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 422 | پرويز عباسى داكانى / محمد ابراهيم سبزوارى