موهومى است ، و إلّا به حسب واقع نفس الامر ، به حقيقت ، حقّ مجيد بهوجود محيط ، در كلّ مراتب ، پيدا و ظاهر است ، و نداى
« لِمَنِ الْمُلْكُ »
را جز خود او - تعالى « 1 » - جواب ندهد .
مثنوى :
« ما عدمهاييم و هستىهانما * تو وجود مطلقى هستى ما »
از اينجاست كه مىفرمايد :
نماند غير حقّ در دار ، ديّار
مطابق قول عارف :
« نيست در خانهى دلم جز يار * ليس فى الدار غيره ديّار »
مقصود آنكه در يوم قيامت كه مقام اظهار سراير و كشف غطاء و حدّت بصر است ، حق تعالى « 2 » به مشركين - كه در دنيا مبادى آثار مستقلّه سواى حق تعالى « 3 » گمان مىكردند و نسبت آثار را به اصنام طبيعيّه و ارباب طلسمات و كواكب ثابته و سيّاره مىدادند - فرمايد : « اين شركائى الّذين زعمتم من قبل » . آنها در [ روز ] دفع غطاء و بعد الموت كه به رأى العين ، اندكاك و فناى كلّ را در تحت غلبهى نور اقهر ابهر واجبى مشاهده كنند ، قسم ياد نمايند كه : « و اللّه
ما كُنَّا مُشْرِكِينَ »
؛ يعنى همان چيزهايى كه ما بهواسطهى حجابات دنيويّه ، شريك گمان مىكرديم ، ظهورات و درجات فاعليّهء تو بوده ؛ ولى علم بعد از موت موجب ازدياد خسران است . اين است كه در تأويل اين آيهى شريفه :
« وَ جَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ
هامش
( 1 ) . شا : تع
( 2 ) . شا : تع
( 3 ) . شا : تع