راسخون در علم - كه « 1 » علم آنها مقتبس از باطن اولياء اللّه است - فرمودهاند كه چون كفّار ، منكرين معاد ، و معتقدين به آنكه دنيا باقيه است ، بودند ، لهذا خدا اشاره فرموده كه ايشان اگر بهنظر تحقيق ، نظر و تأمّل در احوالات ارض و انقلابات او در تلطّف و تصفيهى او نمايند ، مىبينند كه متدرّجا چگونه مىگردد ارض كثيف ، اوّلا طبيعى حافظه از براى تركيب و كيفيّت و اعتدال ؛ ثمّ تصير هى قوّة فعّالة للجذب و التّغذية و النموّ و التّوليد ؛ ثمّ فى التّرقيّات تصير نفسا حسّاسة متحرّكة بالارادة ؛ ثمّ صار ذاتا روحانيّا ذات و هم و فكر فاشتدّ لطافته الى ان خرجت من هذه النّشأة الى نشأة الآخرة « 2 » .
فعلى هذا نفضت تدريجا جهة ارضيّتها من التّغيرات « 3 » و الانفعالات و اضافتها « 4 » الى عالم الرّوحانيّات القدس .
شود طفل و جوان و كهل و كمپير * بداند علم و راى و عقل و تدبير
يعنى همان اجزاى حيوان كه غذاى شخص انسان شد ، بعد از طىّ مراتب و مقامات و اطوار هضومات ، از مقام غذايى به مقام كيلوس ، و از مقام كيلوس به مقام اخلاط اربعهى فاسده ، و از او چون به مقام دم صالح نجى رسيد ، آنوقت او را قوّهى مولّده منى و نطفه گرداند . و همان منى چون به زمين رحمى افتاد ، باز از جهت او مقامات و اطواراتى است از علقيّت و مضغيّت و جنينيّت « 5 » . و بعد از طىّ اين اطوار و خروج از آن عالم صغير « 6 » ، باز از جهت او مقامات و اطواراتى است . از مقام رضاعت ، به مقام طفوليّت ، به شبابت « 7 » ، و از شبابت « 8 » به شيخوخت « 9 » ، و از شيخوخت « 10 »
هامش
( 1 ) . شا : ( كه ) را ندارد .
( 2 ) . پا : الأخروية
( 3 ) . پا : التغيرات
( 4 ) . پا : اضافته
( 5 ) . پا : التغيرات
( 6 ) . پا : صغار
( 7 ) . پا : شباب
( 8 ) . شا : شبابيّت
( 9 ) . شا : شيخوخيّت
( 10 ) . شا : شيخوخيّت