عروقى « 1 » انسان آن « 2 » اجزاء را كه در كبد خون شده ، تحليل برده ، جزء خود كند ، « 3 » اعنى شحم و لحم و عظم و رباط نمايد . پس به چشم عقلت ديدى كه اوّل چه بودهاى « 4 » ، و بعد به حركات استكماليّه چه شدهاى « 5 » ؟ قوله :
چو نورِ نفسِ گويا در تن آمد * يكى جسم لطيف روشن آمد
يعنى نفس به تدريج در اين بدن ظاهر گرديد . به اين معنى كه ، اوّل امر ، پرتوى از نور نفس ، اعنى روح بخارى - كه او جسمى است در نهايت لطافت - در اين بدن پيدا و هويدا گرديد . و همان مرتبه كه جسمى است لطيف مسمّى به روح بخارى ، مرتبهاى از مراتب انزل نفس است ، نه مباين با او . و انزل و أدون و احسنترين قوّهاى « 6 » كه اولا از نفس در اين بدن ظاهر گرديد ، قوّهى لامسه بود كه او منطبع و سارى و موكّل بر تمام بدن است ، و مختصّ به موضعى نيست . چنانكه اوّل مرتبهاى « 7 » از عقل كه در انسان طلوع و بروز نمود ، عقل هيولايى بود كه در ترقّى و تدريج عقل فعّال شد .
على الجمله آن روح بخارى كه اوّل طليعهى نفس است در بدن ، از الطف اغذيه و اشربه « 8 » حاصل است - چنانكه گذشت آنفا - ، و اغذيه از الطف عناصر به غلبهى جزء ارضيّه ، كما قال تعالى :
« مِنْها خَلَقْناكُمْ »
. پس
« يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ »
را ملاحظه نما در اين حركات طوليّهى استكماليّه كه رو به ناحيهى مقدّسه و باطن يوم القيامة است . اين است كه در تأويل آيهى شريفه :
« أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها »
،
هامش
( 1 ) . شا : عروق
( 2 ) . شا : ( آن ) را ندارد .
( 3 ) . شا : نمايد
( 4 ) . پا : بوده
( 5 ) . پا : شده
( 6 ) . پا : قوّه و خادمى
( 7 ) . پا : مرتبه
( 8 ) . شا : ( و اشربه ) را ندارد .