به صعود كند ، اعنى بخارش نمايد . و آن بخار مركّب است از حرارت مكتسبهى « 1 » ناريّه و از اجزاى رشّيهى مائيّه . و چون حرارت عارضى او بيشتر از برودت طبيعى است ، لهذا آن حرارت به ميل خود تا وقتى كه قدرت و قوّت « 2 » دارد ، او را به بالا كشد . و چون بخار به كره زمهرير رسد ، از سردى آنجا اجزاى مائيّهى بخاريّه متكاثف شده ، اسمش ابر شود . و چون دست حرارت از دامن او كوتاه شد ، آن آب به حركت طبيعى خود ميل به مركز نمايد . و در حين حركت اگر از برودت منجمد نشده به مركز رسيد ، باران [ است ] ، و اگر در حين نزول بر هيئت كرويّت از سردى منجمد گرديد تگرگ [ است ] ، و اگر هنوز اجزاى ماء به خود جمع نشده « 3 » برد مؤثر شد و پايين آمد ، اسمش برف است . قال اللّه « 4 » تعالى :
« وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها »
. ولى بايد دانست كه اين اسباب مذكور « 5 » در سبب نزول ماء از سماء و تكوين امطار و سحاب و باقى كائنات الجوّ ، بهنظر طبيعى است كه قاصر است نظر او بر امور جرميّه [ ى مادّى ] ، و پى نبرده به معانى تسخير شمس و قمر و نجوم در يد حقّ لما شاء و اراد . امّا در نظر حكيم الهى مبدأ انشاء سحاب و تكوين امطار ، گويند تمام اوّلا از عالم سماء است بامر اللّه و حكمته ، بهواسطهى معدّاتى كه عبارت از ملائكهى علويّهى سماويّه و سفليّهى ارضيّه باشد بمراتبها از ملائكهى مدبّرات امرا و سابقات سبقا و زاجرات زجرا الّتى لا يعلم تفاصيلها الّا اللّه تعالى « 6 » ، لكن الرّاسخون فى العلم يؤمنون بها و يعرفون مقاماتها فى الوجود و تفاضلها فى الشّرف . و در « 7 » نزد عوام گمان كردهاند كه آب به همين طبيعت سيّاله
هامش
( 1 ) . پا : مكتسبيه
( 2 ) . پا : قوة و قدرت
( 3 ) . پا : ماء ملصق نشده
( 4 ) . پا : ( اللّه ) را ندارد .
( 5 ) . مذكوره
( 6 ) . پا : ( تعالى ) را ندارد .
( 7 ) . شا : ( در ) را ندارد .