امورات اعتبارى انتزاعىاند ؛ چه ، وجود در هر مرتبه كه محدود شده است ، از حدّ او ، عقل تو ماهيّتى انتزاع نموده است كه از مرتبهى حيوان النّاطق و از مرتبهى حيوان الصّامت الى غير ذلك . پس ماهيّت از حدّ و ضيق وجود انتزاع مىشود . و چون وجود حق تعالى ، محيط و محدود به حدّى و مرتبهاى نيست لهذا ماهيت ندارد ، بلكه وجود او ماهيت اوست . اين است كه چون فرعون از حضرت موسى ( ع ) « 1 » سؤال از ماهيّت و ماى حقيقت حقّ نمود - حيث قال :
« وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ »
- ، چون ماهيّت مطلقا از او - تعالى « 2 » - مسلوب است ، لهذا حضرت موسى « 3 » اثبات حق « 4 » را به ظهور و آثار نموده ، جواب داد :
« رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
. چون اين جواب به حسب ظاهر مطابق با « 5 » سؤال فرعون نبود ، لهذا به اشرافى كه در اطراف او « 6 » بودند ، گفت :
« إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ »
؛ چه ، من از او از حقيقت ربّش سؤال مىنمايم ، و او از آثار جواب مىدهد ، و ابدا ربطى در محاورات و مكالمات « 7 » او نيست .
[ مراتب اعداد از واحد اوّل : ]
امور اعتبارى نيست موجود * عدد بسيار و « 8 » يك چيز است معدود
چنانكه گذشت كه ، اصل و روح اعداد همان واحد لا بهشرط است كه به جهت تعدّد مراتب ، اسامى مىگيرد از خمسه و عشره ، و ديگر آنكه
هامش
( 1 ) . پا : ( ع ) را ندارد .
( 2 ) . شا : ( تعالى ) را ندارد .
( 3 ) . شا : ( موسى ) را ندارد .
( 4 ) . شا : او
( 5 ) . شا ، پا : ( با ) را ندارد .
( 6 ) . شا : ( او ) را ندارد .
( 7 ) . پا : مكالمات و محاورات
( 8 ) . پا : ( و ) را ندارد .