حكيمى كاندر اين فن كرده « 1 » تصنيف * به طول و عرض و عمقش كرده « 2 » تعريف
يعنى حكماء در تعريف جسم فرمودهاند كه او جوهرى است كه داراى طول و عرض و عمق باشد .
هيولا و صورت :
هيولى چيست جز معدوم مطلق ؟
يعنى هيولاى اولى كه يك قسم از جوهر است ، جز عدم مطلق و قابليّت محض چيزى نيست . چنانكه حكماء تعريف فرمودهاند : « هى مادّة قابله ذات قوّة القبول الى غير النّهاية كما انّ للمبدإ قوّة الفعل الى غير النّهاية و كان لا بدّ من تجدّد الفيض فى امر متجدّد بذاته اعنى الهيولا « 3 » » ، كه او فى حدّ ذاته چون آينهى ساده از نقوش است ، و در مقابل « 4 » شدنش با هر چيز صورت او گيرد و عين او شود ، كه با صورت نوعيّهى مائيّه ، ماء ؛ و با نار ، نار ؛ و با حيوان حيوان ؛ و با انسان ، انسان ؛ و با حجر ، حجر ؛ و با شجر ، شجر است ، الى غير ذلك ؛ و « 5 » « مع الكلّ كلّ و مع الجزء جزء و « 6 » مع المتّصل متّصلة و مع المنفصل منفصلة » ، يعنى از خود هيچ راى « 7 » ندارد :
كه مىگردد به دو صورت محقّق
يعنى همچنانكه پيش گفتيم ، تحقّق هيولى به صورت است و فى حدّ ذاته بدون صورت هيچ تحقّق ندارد ؛ چه ، هيولى بىصورت ، صورت
هامش
( 1 ) . پا : كرد
( 2 ) . پا : كرد
( 3 ) . پا : الهيولى
( 4 ) . شا : مقابله
( 5 ) . پا : چه
( 6 ) . پا : ( و ) را ندارد .
( 7 ) . پا : رائى