تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
[ وجود ] تحقّق دو ذات مستقلّ باشد ، لا بد اين ذات داراى صفات آن ذات ، و آن ذات داراى صفات اين نخواهد بود ، و ما فرضناه مستجمع لكلّ صفات لك يكن مستجمعا بل يكون فاقدا . و در بسيط الذّات حقيقى تركيب لازم آيد از وجدان و فقدان ، و هذا غير جائز لانّ كلّ مركّب محتاج الى الاجزاء . لذا ورد عن على - عليه السلام « 1 » - : « يا موجود غير فقيد » . پس اوست - تعالى - فرد در وجوب ذاتى . و امّا آنكه در خالقيّت فرد است بلا شريك ، به‌واسطه‌ى آنكه معلول او كه كليّه‌ى عالم به معناى ما سواست ، واحد شخصى است . و با بودن دو خالق و دو علّت ، لازم آيد توارد علّتين مستقلّين بر معلول واحد شخصى . و آن هم ممنوع است عقلا و عرفا . كما قال تعالى :
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا »
، چه ، لا بدّ اراده‌ى آن دو مخالف خواهد بود . يكى اراده‌ى وجود زيد نمايد « 2 » و ديگرى اراده‌ى عدم او ، و لعلّا بعضهم على بعض . و امّا آنكه گذشت كه در وجود حقيقى بلا شريك است ، آن است كه وجود ما سوا ، مستقل و مباين نيست ، چنان كه كلام امير المؤمنين ( ع ) « 3 » مشعر بر آن است كه : « توحيده تميزه عن خلقه و حكم التّميز بينونة صفة لا بينونة عزلة » ، يعنى توحيد وجودى او - تعالى - تميز دادن اوست از خلق به حسب رتبه‌ى شرافت و شدّت ، ولى حكم تميز نه آن است كه وجود او را بينونت ذاتى دهى با مخلوق كه به كلى منعزل و مباين او باشند ؛ بلكه مباينت صفتى دارند به شدت و ضعف ، و الّا لازم آيد وجود حق كه نور است ، وجود مخلوق ظلمت باشد . و بديهى است كه ظلمت ، آيه و علامت و معلول نور نشود .
من و ما و تو و او هست يك چيز
هامش
( 1 ) . پا : ( ع ) را ندارد . ( 2 ) . شا : نمايند ( 3 ) . شا : ( ع ) را ندارد .