تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
نمايد تا فيض عام او همه را دريابد و خورشيد حقيقى كلّ عالم را منوّر فرمايد « 1 » . كما قيل « 2 » :
« اى گشاده در خزائن جود * يافته كائنات از تو وجود »
و از همين راه وجوب رابطه‌ى بين عالى و دانى است كه حكماء اثبات نبوّت مىنمايند ؛ به اين طريق كه واجب الوجود در غايت علوّ [ است ] و ممكنات در نهايت دنوّ . چون فوّاره‌ى رحمت عامّه به هيجان آمد و خواست عالمى را به حيات علم و « 3 » ايمان سيراب و زنده نمايد و به دريا - كه مكان اصلى آنهاست - دلالت فرمايد ، لهذا لازم گرديد وجود رابطه و واسطه ، اعنى وجود انبيا ( ع ) « 4 » ، بين فيّاض و مستفيضات . چنان‌كه خودشان مىفرمايند :
« عجب نبود كه ذرّه دارد امّيد * سوى آن تاب مهر و نور خورشيد »
قوله :
به ياد آور مقام و حال « 5 » فطرت
يعنى به خاطر بياور از « 6 » حقيقت و مقام ذات و فطرت اصلى خود « 7 »
« الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها »
:
كز آنجا باز دانى اصل فكرت
كه تفكّر در آيات حقّ باشد كه اين فكر اصل جميع افكار است ، و كلّ
هامش
( 1 ) . پا : نمايد ( 2 ) . پا : به جاى ( كما قيل ) عبارت ( و بهذا النظر قد قيل ) آمده . ( 3 ) . شا : ( علم و ) را ندارد . ( 4 ) . شا : ( ع ) را ندارد . ( 5 ) . پا : حال و ( 6 ) . پا : ( از ) را ندارد . ( 7 ) . پا : خود را