اخلاق و تطهير درون :
چه ذاتت پاك آمد از همه شين
يعنى وقتى كه خود را از چهار پليدى ، اعنى : نجاست « 1 » ظاهر ، و از معصيت باطنى ، و از « 2 » شرّ وسواس شيطانى ، و از « 3 » اخلاق رذيلهى « 4 » حيوانى طاهر نمودى ، چنانكه هريك از حيوانات سبعيّهى حرام گوشت نجاستشان بهواسطهى غلبهى صفتى و خلقى از اخلاق ذميمهى رذيله است ، چون كلب و خنزير و باقى ديگر . امّا كلب با آنكه داراى « 5 » هفت صفت حسنه است از حراست و قناعت و سهر ، چون صفت غضب بر او مستولى است ، و غضب از جملهى نجاسات و خباثات معنويّه است ، لهذا حكم به « 6 » نجاست عينى او شده . و خنزير با آنكه اطبّا در لحم او « 7 » و بعض اجزاى او حكم و آثار عديده و منافع كثيره « 8 » در دفع امراض ديدهاند « 9 » ، ولى « 10 » چون شهوت بر او غلبه دارد ، و شهوت يكى « 11 » از نجاسات معنوى است ، لهذا شارع « 12 » حكم بر نجاست او و نهى از اكل لحم او فرموده ، كه اين اثر در اكل او پيدا نشود ؛ و ايماء به آنكه اين صفات مذموم و واجب الاجتناب است . على الجمله انسان چون قلب خود را از توجّه به غير حضرت سبحانى پاك نمود ، آنگاه « 13 » :
نمازت گردد آنگه قرّة العين
هامش
( 1 ) . پا : نجاسات
( 2 ) . پا : ( از ) را ندارد .
( 3 ) . پا : ( از ) را ندارد .
( 4 ) . شا : ( رذيله ) را ندارد .
( 5 ) . شا : در او
( 6 ) . پا : بر
( 7 ) . پا : ( او ) را ندارد .
( 8 ) . شا : ( و منافع كثيره ) را ندارد .
( 9 ) . شا : رسيدهاند
( 10 ) . شا : ( ولى ) را ندارد .
( 11 ) . پا : ( يكى ) را ندارد .
( 12 ) . شا : ( شارع ) را ندارد .
( 13 ) . شا : لهذا