تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
مهيّا كن مقام و جاى محبوب »
بر طبق آنچه عارفى متذكّر است « 1 » :
« خانه‌ى دل را چو روفتى تو ز اغيار * رو كه درآيد خداى واحد قهّار »
كسى كو از نوافل گشت محبوب
چنان‌كه از حديث قدسى فهميدى كه : « العبد يتقرّب « 2 » إلىّ بالنّوافل حتّى احببته « 3 » » .
به لاى نفى كرد او خانه جاروب
چه ، لايى كه در خطّ نسخ نوشته مىشود ، خيلى شباهت به جاروب دارد ، كما لا يخفى .
« داد جاروبى به دستم آن نگار * گفت : از آن صحرا برانگيزان « 4 » غبار »
و جامى سامى - قدّس سرّه - راست « 5 » :
« لا ، نهنگى است كاينات‌آشام * عرش تا فرش بركشيده به كام هر كجا كرده آن نهنگ آهنگ * از من و ما ، نه بوى مانده ، نه رنگ »
معناى اشعار ، تا قولش : « چه ذاتت پاك » ، واضح است و پيش هم به جهت مناسبت ذكر گرديد . « 6 »
هامش
( 1 ) . پا : عارف فرموده است ( 2 ) . پا : ليتقربوا ( 3 ) . شا : احببتراه ( 4 ) . پا : اين ( 5 ) . شا : ( جامى سامى قدس سره را است ) را ندارد . ( 6 ) . شا : ( معناى اشعار . . . گرديد ) را ندارد .
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 363 | پرويز عباسى داكانى / محمد ابراهيم سبزوارى