تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
اين مدعيان در طلبش بىخبران‌اند * آن را كه خبر شد خبرى باز نيامد » « 1 »
بالجمله پس چشم عارف ماهيّات را نمىبيند كه مناط كثرت‌اند ، بلكه در مشاهده‌ى او وجود مطلق منبسط است كه از وجه اللّه و ظهور اللّه و نور اللّه است . و حقّ مسلّم است كه واحد است و وجه اللّه « 2 » لا بد واحد است . و خودشان مىفرمايند :
وجود مطلق او را در شهود است
قوله :
به‌جز هستى حقيقى هست نشناخت * و يا هستى كه هستى پاك در باخت
مىفرمايد كه صفت شخص عارف اين است كه به‌جز وجود حقيقى هيچ چيز را موجود نمىداند ؛ چنان‌كه صوفيّه در مسئله‌ى توحيد مىگويند كه وجود يك حقيقت واحده است ، نه حقايق متباينه دارد و نه افراد متماثله و نه مراتب متفاضله . و او هم وجود است و هم موجود . و تكثّر به محض اعتبار و پندار است ، و اعيان ثابته را اگر به‌نظر حقيقت « 3 » ملاحظه شود ، در همان استواى وجود و عدم باقىاند . كما قال الحكماء : « الاعيان الثّابتة ما شمّة رايحة الوجود ازلا و ابدا » . و اين طريقه‌ى تصوّف خالى از جرح و ايراد نيست . و حقّ در توحيد همان مقام سوّم « 4 » است - كه در ورقه‌ى قبل معروض شد « 5 » - اعنى وحدت وجود در عين كثرت ، و كثرت موجود در عين وحدت . و آنكه وجود در عين واحد بودنش كثير است ، ذكر گرديد . امّا معنى وحدت موجود در عين كثرت ، آنكه عالم بتمامها از ذرّه تا
هامش
( 1 ) . شا : بيت ( آن مدعيان . . . نيامد ) را ندارد . ( 2 ) . پا : وجه ( 3 ) . شا : ( اگر به‌نظر حقيقت ) را ندارد . ( 4 ) . شا : سيّم ( 5 ) . پا : مذكور شد