و وجود « 1 » در ديگران عاريت و مجاز است . و اين سه مرتبه دارد : اوّل وحدت وجود و كثرت موجود . ثانى وحدت وجود و « 2 » وحدت موجود .
ثالث « 3 » وحدت وجود در عين كثرت وجود ، و وحدت موجود در عين كثرت موجود ؛ كه اوّل را توحيد خاصّ نامند ، و دوّم را توحيد اخصّ ، و سيّم « 4 » را توحيد خاصّ الخاصّ .
امّا اوّل را كه مختار بعضى از ارباب ذوق و نظر است - چون علّامهى محقّق [ دوانى ] و غيره - آن است كه وجود حقيقت بسيطهى واحده است و مراتب متفاضله ندارد ، بلكه كلّه نور واحد . او ، هم وجود است و هم موجود به معناى نفس الوجود ؛ چون موجودى كه بر حقّ اطلاق مىشود نه ذات ثبت له الوجود ، و الّا تركيب لازم آيد از ذات و وجود ؛ بلكه « 5 » ، عموم مشتقاتى « 6 » كه بر حقّ اطلاق مىشود ، مراد همان مبدأ اشتقاق است چون عليم و حكيم و قدير و بصير الى غير ذلك . و گويند كثرت [ كه ] در ماهيّات مبهمهى اعتباريّه است به معناى منسوب « 7 » الى الوجود است ، به مثل چون تمّار و بقّال و عطّار كه همان نسبت مراد است نه ذات .
دوّم طريقهى صوفيّه است كه بعد مىآيد . اما طريقهى ثالث كه وحدت وجود در عين كثرت و كثرت موجود در عين وحدت - كه پسنديدهى تمام است - آن است كه وجود امر واحد بسيط است نه انواع متباينه ، ولى با وحدت به حسب حقيقت كثير است به حسب مراتب متفاضله در شدّت و ضعف ، و تمامش نور است ، كما قيل : « انوار بعضها فوق بعض ، مختلفة فى الشدّة و الضّعف » . چون نور حسّى كه حقيقت ظاهر بالذّات مظهر للغير
هامش
( 1 ) . شا : در وجود
( 2 ) . شا : ( و ) را ندارد .
( 3 ) . پا : و ثالث
( 4 ) . پا : سوم
( 5 ) . شا : چه
( 6 ) . شا : مشقّاتى
( 7 ) . پا : است به معنى منسوبه