وجود خاكيان از سايهى اوست
چه ، تمام عالم كون از فضائل طينت آن بزرگوار و اوصياى اثنا عشر او خلق شدهاند . قوله :
كنون هر عالمى باشد ز امّت * رسولى را مقابل در نبوّت
چنانكه « 1 » در شرافت علماء « 2 » امّت خود آن حضرت فرموده است :
« علماء امّتى كأنبياء « 3 » اسرائيل » . و ايضا قال - صلّى اللّه عليه و آله - فى فضل الامّة : « انّ فى امّتى مكلّمين و محدّثين » ؛ به صيغهى مفعول است « 4 » ؛ يعنى تكلّم و حديث گرديدهشدگان به كلام ، و حديث ملك به نحو الهام و خاطر « 5 » ربّانى كه ضدّ وساوس است . و جهت اين مطالب « 6 » هم واضح است ؛ چه ، بر قول حكما ، كون در ترقّى است و امّت بايد درخور نبىّ آن زمان باشد ، و چون پيغمبر ما بهواسطهى خاتميّت « 7 » اشرف از پيغمبران ماضيه بود ؛ لهذا بايد امّتش هم اشرف امم سابقه باشند .
ولايت شد به خاتم جمله ظاهر
چنانكه خود امير المؤمنين خبر داده : « كنت مع جميع الانبياء سرّا و مع خاتم الانبياء جهرا » .
بر اوّل نقطه هم ختم آمد آخر
چنانكه خودشان فرمودهاند : « نحن الاوّلون و نحن الآخرون السّابقون « 8 » » . و نيز از اوصياى آن حضرت است : « اوّلنا محمّد و آخرنا محمّد » .
هامش
( 1 ) . پا : چنانچه
( 2 ) . شا : ( علماء ) را ندارد .
( 3 ) . شا : نبى
( 4 ) . شا : ( است ) را ندارد .
( 5 ) . پا : خواطر
( 6 ) . پا : مطلب
( 7 ) . پا : خاتميتش
( 8 ) . پا : ( السابقون ) را ندارد .