يعنى بنا بر آنكه حق تعالى دربارهى انسان فرمايد : « يا بن آدم خلقت الاشياء لاجلك » ، نمونه تمام اشياء و موجودات را در مقام ذاتش به وديعه گذاشت . و صور كلّ عالم - به ترتيبى كه در خارج دارند - در قوّهى عاقله او موجود است كه « 1 » عقل بسيط اجمالى انسان « 2 » خلّاق تمام معقولات تفصيليه « 3 » باشد . بنا بر آنكه شيئيّت شىء بهصورت اوست نه به مادّه . امّا از باب آنكه :
« هرچه در اين راه نشانت دهند * گر نستانى به از آنت دهند »
انسان كامل از آنها دور است ، يعنى هيچ توجّه و التفاتى به آنها ندارد ؛ بهواسطهى آنكه : « و هما حرامان على اهل اللّه اى الدنيا و الآخرة » . و « 4 » على - عليه السّلام - مىفرمايد : « كلّما شغلك عن اللّه تعالى فهو ضمك » .
تبه گردد سراسر مغز بادام * گرش از پوست بشكافى گهِ خام
بدان كه همان فضل هضم رابع را كه قوّه مولّده تحصيل مىنمايد - اعمّ از قوّهى مولّده كه موكل بر نبات يا حيوان يا انسان است - اسم « 5 » آن فضل هضم رابع اگر در حيوان يا انسان باشد ، نطفه و منى است ، و اگر در نبات باشد اسمش مغز است . و آن مغز استعداد دارد كه اگر او را به زمين نمايى با وجود جميع شرائط از زمين خوب و آب شيرين و تابش آفتاب عالمتاب درختى شود نمونهى همان درخت سابق . كما قيل :
« پاكى طينت و اصل گهر و استعداد * تربيت از تو كه خورشيد جهان آرايى »
هامش
( 1 ) . پا : چه
( 2 ) . شا : كه
( 3 ) . شا : ( تفصيليه ) را ندارد .
( 4 ) . شا : ( و ) را ندارد .
( 5 ) . ( اسم ) را دارد .