على الجمله از آن « 1 » جهت كه نبى منبع نور علم و احكام است ، تشبيه به شمس شده است . و چون ولى كسب آن نور ، يعنى علوم و معارف از نبى مىنمايد ، تشبيه به قمر شده است . و شايد ايماء به همين مطلب مذكور باشد حديث « 2 » : « انا مدينة العلم و علىّ بابها » .
مقابل گردد اندر لى مع اللّه
يعنى چنانكه از جهت شمس مقامى است كه مقابله با قمر باشد كه در مقابل شدن شمس با قمر در يك سمت رايى قمر عارى از نور است ؛ و اين مقابله واقع در يك روز به غرّهى ماه نو است كه در آنوقت احساس به نور قمر نمىشود بهواسطهى وقوعش در تحت الشعاع « 3 » ؛ همچنين از جهت پيغمبر ختمى چون يك مقامى است كه مقام « لى مع اللّه » باشد كه در آن مقام فرمود « 4 » : « وقت لا يسعنى فيه ملك مقرّب و لا نبىّ مرسل » باشد « 5 » ؛ كه در آن مقام اسمى و رسمى از هيچ يك از « 6 » پيغمبران سلف و ملائكهى مقرّب نيست ، تا برسد به ولىّ . مقصود از فناء و اندكاك و اضمحلال نور كلّ انبياء و اولياء است نسبت به نور اقهر ابهر محمّدى - صلى اللّه عليه و آله - كه در حقّ اوست : « اوتيت جوامع الكلم » .
ولى از پيروى چون همدم آمد * نبى را در ولايت محرم آمد
اولا بدان كه در نوبت دو جنبه است : جنبهى يلى « 7 » الرّب و « 8 » وحدت ، و جنبهى يلى « 9 » النّفس و كثرت . ولايت محصور به همان جهت اول است . اين
هامش
( 1 ) . پا : اين
( 2 ) . شا : ( حديث ) را ندارد .
( 3 ) . پا : ( به واسطهء . . . الشعاع ) را ندارد .
( 4 ) . پا : ( باشد . . . فرمود ) را ندارد .
( 5 ) . شا : زيرا
( 6 ) . پا : ( از ) را ندارد .
( 7 ) . پا : يل
( 8 ) . پا : ( و ) را ندارد .
( 9 ) . پا : يل