خليلآسا شود صاحب توكّل
كنايه از اين است كه انسان بايد در ثبات قرار از سرزنش ملامتكنندگان ، پيرو نوح نبىّ اللّه باشد ، و در صبر و توكّل و رضا و تسليم تابع ابراهيم خليل اللّه « 1 » . چنانكه در حين سقوط به نار ، جبراييل بر او ظاهر شده ، عرض نمود : « أ لك حاجة ؟ » جواب دادند : « بلى ، أمّا اليك فلا » . بارى « 2 » ؛ چه « 3 » ، آن بزرگوار كلّ را نفى فرمود ؛ توجّه بر كسى نمود كه به وحدت تمام را داراست . لذا قال مولانا على - عليه السّلام - : « التوكّل التبرّى من الحول و القوّة و الانتظار بما يأتى به القدر » . و قال تعالى :
« الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ
« 4 »
إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ »
.
پس اى عزيز تو هم به زبان واقعى « توكلت على اللّه انّه حسبى و نعم الوكيل » بگو .
« غير تسليم و رضا كو چارهاى * در كف شير نر خونخوارهاى »
از اينجاست كه مىفرمايند « 5 » :
ارادت با رضاى حق شود ضمّ * رود چون موسى اندر باب اعظم
دهد يكباره هستى را به تاراج
فناى فى اللّه :
بدان كه آنها كه پيش مذكور شد ، اشاره به فناى صفاتى بود و اين فرد اشاره به فناى ذات اشياء در ذات مقدّس اقدس « 6 » است ؛ اگر چه اين
هامش
( 1 ) . شا : الرّحمن
( 2 ) . شا : ( چنان . . . بارى ) را ندارد .
( 3 ) . پا : ( چه ) را ندارد .
( 4 ) . شا : ( الّذين ) را ندارد .
( 5 ) . شا : مىفرمايد
( 6 ) . شا : اقدس مقدس