بدان اوّلا ايمان ايقان است . و آيهى شريفهى :
« وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ »
، معناش اين است كه مؤمنون كسانى مىباشند كه يقين كردهاند به ملائكهى حقّ و به كتاب حقّ و رسل حقّ . بعد بدان كه حقّ يقين به او ممكن نيست از جهت تو ، كما هو حقّه ، تا مشاهده نكنى و « 1 » به دلايل محكمهى حكمت ثابت ننمايى كه او ذاتى است تام ، بلكه فوق التّمام . و احاطهى او بر جميع اين وجودات خاصّهى متفرّقه از قبيل احاطهى نور شمس است بر تمام انوار كواكب در روز كه اثرى از آثار نور « 2 » آنها پيدا نيست . و ثانى از جهت حقّ نيست ؛ چه ، اگر از جهت او ثانى باشد ، مسئلهى توحيد ذات به مفاد : « لا هو الّا هو » به انجام نخواهد رسيد .
و اثبات اين مطالب « 3 » برهان علمى لازم دارد ، چنانكه عقيدهى حكماى الهى است ، و يا مشاهده و عيان ، چنانكه مذهب عرفاى واقعى است . و قياس كن بر اين « 4 » حقّ ايمان به صفات خدا « 5 » و كتاب خدا را « 6 » و ملائكهى حقّ و رسل او و يوم آخر را ؛ چه حق ايمان بهوجود او ، آن است كه موقن باشى بر آنكه حقّ وجود صرف است بدون ماهيّت ، و توحيد او آن است كه موقن باشى كه : « لا ثانى « 7 » له كلّ ما فرضت ثانيا له فهو هو » . و حقّ ايمان به ملائكهى او - تعالى - ايقان بر تمام عقول طوليّه و عرضيّهى متكافئه و نفوس فلكيّه و كوكبيّه است ؛ چه ، ملك اندر تن فلك جان است . و حق ايمان به كتب او ايقان توست بر جميع كتب آفاقيّه از كتاب مبين و امّالكتاب و كتاب محو و اثبات : « لا رطب و لا يابس الا فى كتاب مبين يمحو اللّه ما يشاء و يثبت و عنده ام الكتاب » كه سابقا مفصّلا مذكور شد « 8 » . همچنين « 9 »
هامش
( 1 ) . پا : يا
( 2 ) . شا : ( نور ) را ندارد .
( 3 ) . پا : مطلب
( 4 ) . شا : ( بر اين ) را ندارد .
( 5 ) . شا : خدا را
( 6 ) . پا : ( را ) را ندارد .
( 7 ) . پا : ثانية
( 8 ) . شا : شده
( 9 ) . شا : همچنانكه