از خود بطلب هرآنچه خواهى كه تويى »
و ايضا ديگرى در صفاى دل عارف مترنّم است :
« باز برد از كفم ، نگار ، دل و دين * چون دل عارف كه سود زان مى رنگين
آينهى روست يا كه جام جهانبين * آتش طور است يا شعاع جبين است « 1 »
اين بود مجملى در بيان مجذوبيّت و تأييد من عند اللّه تعالى در كسب « 2 » معارف حقيقيّه و علم نفس به حقايق اشياء از راه برهان . چنانكه اشاره شد طريقهى جمهور از حكما و علماست . و حق تعالى مىفرمايد :
« قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ »
. و برهان اشرف است ؛ زيرا « 3 » كه مناط يقين است . و هيچ شبهه « 4 » در مدلول باقى نمىماند « 5 » به جهت آنكه مقدّماتش با محسوسات يا تجربيّات يا حدسيّات يا متواترات يا وجدانيّات است بالجمله ، يا بديهيّات است يا منتهىِ به بديهى . و در هيچ يك از اينها محلّ شبهه نيست ، مثلا از تغيّر عالم كه امرى است حسّى . چه ، مشاهده كنيم كه عالم تغيّر دارد ، يعنى گاهى روز و گاهى شب ، گاهى زمستان و گهى تابستان ، الى غير ذلك ، يقين و حكم مىنماييم بر حدوث عالم كه امرى است كلّى عقلى . يا « 6 » آنكه از مشاهده نمودن اختلافات « 7 » قمر به حسب بيست و هشت درجه و « 8 » منزلش از تثليث و تربيع و تسديس الى غير ذلك كه گاهى عارى از نور كما فى تحت الشّعاع ، و گاهى جزئش نورانى ، و
هامش
( 1 ) . شا : ( و ايضا ديگرى . . . است ) را ندارد .
( 2 ) . شا : ( كسب ) را ندارد .
( 3 ) . شا : چرا
( 4 ) . پا : شبه
( 5 ) . پا : نماند
( 6 ) . پا : با
( 7 ) . شا : اختلاف
( 8 ) . پا : ( درجه و ) را ندارد .