التّسليم ، و هى الّتى بدوها من اللّه تعالى « 1 » ؛ كما قال تعالى :
« وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي »
، و عودها اليه . كما قال تعالى :
« يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً »
. على الجمله اين مراتب اربعهى متواليه مشمول انسان كاملاند كه نوع الانواع و فصل الفصول است .
به فعل آمد صفتهاى ذميمه
اوّلا بدان كه تمام افراد انسان چنانكه بالقوّه و امكان داراى علم و كتابتاند ، هم « 2 » چنين به امكان داراى جميع اين صفات ذميمهاند ، كه اگر كمال و معرفتش از قوّه به فعليّت « 3 » آيد ، به عون ملك علّام ، ملكى شود علّام ، و آدمى گردد عقلى و « 4 » مقرّب درگاه حق حقيقى . اگر اين صفات ذميمه به فعليّت آيد « 5 » ، به صورت آدم [ است ] و به معنى گرگ اگر غلبهى غضب بر او است ؛ و مور اگر غلبهى حرص ، و خروس اگر شهوت ، و زاغ اگر مناعت و نخوت ، الى غير ذلك . بالجمله مصداق
« أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ »
شود . چنانكه خودشان مىفرمايند :
بترشد از دد و ديو و بهيمه
باز تأكيد از جهت همين مطلب است شعر بعد كه مىفرمايند « 6 » :
اگر گردد مقيّد اندرين دام * به گمراهى بود كمتر ز انعام
چه ، « العام كالانعام » . عام اگر چه به صورت آدمى است ، اما به معنى ، چه لايق همدمى است ؟
« گر به صورت آدمى انسان بدى
هامش
( 1 ) . شا : ( تعالى ) را ندارد .
( 2 ) . پا : و هم
( 3 ) . شا : فعل
( 4 ) . شا : ( و ) را ندارد .
( 5 ) . شا : ( آيد ) را ندارد .
( 6 ) . شا : مىفرمايد