برسد در آن ؛ و بعد از كمال در آن شروع در حلاوت است تا وقتى كه در نهايت حلاوت رسد « 1 » . و نهايت حلاوت كمال اوست ؛ چه ، آنوقت استعداد آن دارد « 2 » كه پا در صراط انسان گذارد و جزء انسان شود . پس وقتى كه كيفيّت نقص موجودات در سفر و حركتشان مبدّل به كمال شد ، آن وقت استعداد از جهت وصول الى اللّه پيدا نموده و در آن مرتبه معاد و قيامت « 3 » است ؛ يعنى حركتشان به قيام عند اللّه پيوندد و قيامت « 4 » كبرى پيدا شود . كما قال تعالى :
« يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ »
.
به عكس سير اوّل در منازل * رود تا گردد او « 5 » انسان كامل
بدان كه از جهت موجودات « 6 » دو سفر است : سفرى از حق به جانب اين عالم پست « 7 » ، و سفرى از اين عالم به حق . چنانكه در حديث وارد است « 8 » كه حق تعالى « 9 » خلق فرمود عقل را . بعد به او فرمود : « ادبر فادبر » ؛ يعنى برو به عالم طبيعى ، پس به جهت امتثال امر حقّ آمد به اين عالم . پس « 10 » به او فرمود : « اقبل فاقبل » ؛ يعنى به مقتضاى
« ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً »
، گفت : بيا به جانب ما ؛ پس امتثال نمود . اما سير از حق به جانب خلق ، به تفصيل . بدان كه از جهت انسان ظهورات و مراتبى در آن عالم اعلى بوده و بعد « 11 » به ترتيب از آنجا نزول نموده . اوّل آنكه در علم عنايى حق - كه علم سابق بر وجود اشياء است - بوده ، مثل صورت بنا مثلا كه ابتداء « 12 » پيش از
هامش
( 1 ) . شا : برسد
( 2 ) . شا : ندارد
( 3 ) . شا : معاد اشياء
( 4 ) . شا : قيام
( 5 ) . شا : آن
( 6 ) . شا : اشياء
( 7 ) . شا : است
( 8 ) . پا : وارد است در حديث
( 9 ) . شا : حقيقى
( 10 ) . شا : بعد
( 11 ) . شا : ( بعد ) را ندارد .
( 12 ) . شا : اوّل و