تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
و من گفته‌اند و در پناه حقّ خفته‌اند و به مرگ اختيارى از خود فراموش نموده‌اند ؛ به مقتضاى حديث : « موتوا قبل ان تموتوا و حاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا » .
من و چون نماند در ميانه * چه كعبه ، چه كنش ، چه ديرخانه
يعنى چون تو از مقام خوف مفرط - كه معناى اتقوا اللّه است - به مقام رجاى صرف آمدى ؛ چه ، در وقتى داراى اين مقامى ، كه خودى در ميانه متخلّل « 1 » نباشد ، و من و ماى خود را گم در من و ماى « 2 » حقّ نمايى و از خودى خود بميرى .
بمير از خويش تا يا بى رهايى
و مقام جبر ذاتى و صفاتى از جهت تو حاصل شود . كما قيل :
« هر آن كس را كه مذهب غير جبر است * نبى فرمود كه در شرع گبر است »
اما نه جبرى كه ذات را از خود دانى و افعال نسبت به حقّ دهى ، بلكه هم ذات و هم آثار و هم « 3 » صفت « 4 » را از او دانى . بالجمله در آن « 5 » مقام ثانى ، از جهت سالك منتهى كامل مكمّل ، فرقى در بودنش در دير و كنش و بتخانه و مسجد نيست ، و در همه جا نظر و بصرش بر يكى است . و دم به دم نداى : « ما رأيت شيئا الا و رأيت اللّه قبله » مىزند . « 6 » كما قيل :
« در همه جا با همه ديده به دلدار دوز * از غم عشقش بگوى ، در ره وصلش بكوش »
هامش
( 1 ) . شا : حايل ( 2 ) . شا : ما و من ( 3 ) . پا : ( آثار و هم ) را ندارد . ( 4 ) . شا : صفات ( 5 ) . شا : اين ( 6 ) . پا : مىزنند
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 296 | پرويز عباسى داكانى / محمد ابراهيم سبزوارى