تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
بين العالمين ، اعنى عالم مثال . پس مطلوب ثابت شد كه وجود آن عالم باشد .
چو برخيزد تو را اين پرده از پيش
پرده كه عبارت از گرد امكان يا گرد عالم طبيعى كه كنايه از بدن طبيعى است .
نمايد پير حكم مذهب خويش
يعنى آن وقت پيرى - كه عبارت از عقل كامل بسيط خلّاق معقولات باشد - حكم مذهب خود را نمايد ، و حكم او اين است كه به مقتضاى : « لا هو الّا هو » ، حكم قطعى حتمى « 1 » مىنمايد بر اين كه نيست در سراى « 2 » وجود به‌جز حىّ كامل معبود ؛ چه ، وجود حقيقت واحده است نه حقايق متباينه ، و تعدّد حقيقت واحده به فاصله‌ى غير آن حقيقت است در او ، و غير از وجود چيزى نيست كه متخلّل « 3 » در او شود . پس علّت ، وجود [ است ] ، و عليّت ، وجود [ است ] ، و معلول وجود [ است ] . جاعل وجود [ است ] ، و جعل وجود [ است ] ، و مجعول وجود [ است ] ، و اختلاف مراتبى در حقيقت واحده ، موجب انواع متباينه در او نشود .
همه حكم شريعت از من توست * كه آن بر بسته‌ى جان و تن توست
اوّلا بدان كه از حق تعالى « 4 » بر عباد دو حكم است : اوّل حكم تكوينى ، دوم حكم تشريعى . و در حكم تكوينى از ثواب و گناه نيست ، بلكه هرچه هست عين ثواب است . و قوله تعالى :
« وَ قَضى
« 5 »
رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ »
، اشاره به آن امر مبارك است ؛ چه ، به اعتبار آن امر ، كل موجودات از مؤمن
هامش
( 1 ) . شا : بطّى ( 2 ) . شا : دار ( 3 ) . پا : متجلل ( 4 ) . شا : حقيقى ( 5 ) . شا ، پا : و امر