تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
ما حصل كلام ايشان « 1 » آن است كه « اذا تطهّر من رجس البرازخ » ؛ يعنى هرگاه كه روح مجرّد و منزّه گرديد از پليدى اجسام و جسمانيات - كه پيش مذكور شد « 2 » - آن‌وقت گويا پرتو ضعيف نور نفس مشتعل گشته و عالم كبير مىشود . على قول شيخ الرّئيس - قدس سرّه - : « ينقلب عالما عقليا مرتسما فيها صور الكلّ و النّظام المعقول » ؛ چه ، نفس در آخر كار - خصوص در كسب علوم عقليّه - منقلب مىشود به سوى عالم عقلى كه مرتسم و ثبت است در آن عالم عقلانى « 3 » نفس صور و كمالات تمام موجودات به همان ترتيبى كه در خارج [ تحقق ] دارند . چنان‌كه همين تعريف از براى حكمت نظريّه است : « صيرورة الانسان عالما عقليا مضاهيا للعالم العينى فى صورة و فعليّة لا فى مادة ظلمة » . و معلوم است كه از بابت مشابهت علم به معلوم خصوص بر قاعده‌ى اتّحاد عاقل و معقول ، نفس در كسب چنين معارف و حقايق ، شبيه به معلوماتش گرديده وسيع و محيط مىشود . و وجدانى است كه نسبت آن صورت معقوله - كه در عالم عقل است - به صورت محسوسه از قبيل نسبت صورت ذهنيّه‌ى زيد است به صورت خارجى آن ؛ يعنى هر علامت « 4 » و هر وضع كه در آن صورت زيد خارجى است بعينه از جهت آن صورت نيست مگر حكايتى از صورت خارجى ، بلكه فانى در اوست ، و بديهى است كه فانى حكم مفنى فيه را دارد .
نماند در ميانه رهرو و راه
اولا بدان كه سبيل و راه به سوى حق دو طريق است : اوّل طريق شريعت ، و دوّم راه طريقت . امّا طريق شريعتى او كه تو را مقرّب مىكند ،
هامش
( 1 ) . شا : ما حصل معنى ( 2 ) . شا : گرديد ( 3 ) . شا : عقلى ( 4 ) . پا : علامات
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 288 | پرويز عباسى داكانى / محمد ابراهيم سبزوارى