آن « 1 » بهجا آوردن تمام احكاماتى است كه از شرع مطهّر مصطفوى رسيده است « 2 » و بر اداى آنها مجبورى ، و در ترك آنها در دنيا باعث ملامت « 3 » شوى و در عقبى موجب عقوبت دايمى . و همچنين ترك نمودن آن چيزهايى كه در شرع نهى بر ارتكاب آنها شده از قبيل اكل مال يتيم - كه :
« إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً »
- ، و شرب خمر ، و بازيچهى قمار و شطرنج - چنانكه رسيده است : « انّما الخمر و الميسر رجس من عمل الشّيطان فاجتنبوه » - ، و از غيبت برادران « 4 » مؤمن - چنانكه تأكيد شده « 5 » است از آيهى كريمه بر نهى اين عمل :
« وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ »
- ، و از شريك قرار دادن از جهت حق تعالى - « انّ اللّه يغفر الذّنوب جميعا الا من يشرك باللّه » - ، الى غير ذلك . و اگر عقل وقّاد و ذهن نقّاد در انسان پيدا شد ، مىداند كه نيست امرى از اوامر شرعيّه مگر آنكه حسن عقلى دارد . و نيست نهيى از منهيات شرعيّه ألّا آنكه قبح عقلى دارد « 6 » . امّا راه طريقتى اقسامى دارد ؛ از آن جمله است سلوك علمى كه سالك در اين طريق آخرالامر تقرّب به حقّ جسته ، علمش عيان شود ، و چنانكه كلام حكماء است ، به اقصا درجهى عيان بعد البيان ارتقا يابد ؛ كما قال الحكيم « 7 » : « المعرفة بذر المشاهدة » ؛ امّا نه هر علمى ؛ چه ، بيشترى از علوم جزئيّه حجاب است . و در حق آنهاست :
« العلم حجاب الاكبر » ؛ به خلاف علوم عقليّه كه در انتها « 8 » منجر به عين اليقين مىشود . كما قال تعالى فى حقّ نبيّه ( ص ) : « و اعبد ربّك حتى يأتيك
هامش
( 1 ) . شا : از
( 2 ) . پا ( است ) را ندارد .
( 3 ) . شا : سياست
( 4 ) . شا : برادران
( 5 ) . پا : ( شده ) را ندارد .
( 6 ) . شا : ( و اگر عقل . . . دارد ) را ندارد .
( 7 ) . شا : ( به اقصا درجه . . . الحكيم ) را ندارد .
( 8 ) . پا : انتها