تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
در جواب « زدنى بيانا » كميل ، فرمودند « 1 » : « محو الموهوم و صحو المعلوم » .
بدينجا ختم شد بحث تفكّر « 2 »
اين « 3 » بود معنى حديث شريف كه پيش ذكر گرديد : « تفكروا فى آلاء اللّه و لا تفكروا فى ذات اللّه » . تمام شد بحث تفكر به حمد اللّه و المنة « 4 » . بعد شروع مىنماييم در بحث تشخّص و هويّت « 5 » انسان كه سائل سؤال مىنمايد در معنى « من » ، و در بيان سفر در خود ، بعون الملك المعبود جلّ جلاله ؛ بسم اللّه خير « 6 » الاسماء .

بيان حقيقت من :

دگر كردى سؤال از من كه من چيست ؟ * مرا از من خبر كن تا كه من كيست ؟
بدان كه :
چو هست « 7 » مطلق آمد در اشارت * به لفظ من كنند از وى عبارت
مىفرمايد كه از همان نحو وجود خاص به هريك از افراد انسان ، بدون قيدى به عوارضات خارجه مثل شكل مخصوص يا مقدار مخصوص يا مكان مخصوص ، بالجمله بدون قيد به عالميّت و قادريّت ، و همچنين بدون قيد به فلان مادر و فلان پدر مخصوص در وقت اشارت « 8 » به آن وجود مطلق از اين قيودات مذكوره ، هر طايفه به لفظى تعبير و « 9 » اشاره مىنمايند ؛ مثل
هامش
( 1 ) . شا : ( فرمودند ) را ندارد . ( 2 ) . شا : تحيّر ( 3 ) . شا : و تفكر اين ( 4 ) . شا : تمام . . . و المنة ( 5 ) . ( 6 ) . پا : خير المعبود ( 7 ) . شا : چه هستى ( 8 ) . شا : اشاره ( 9 ) . شا : لفظ علىحده
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 278 | پرويز عباسى داكانى / محمد ابراهيم سبزوارى