اى رخت پنهان به نور خويشتن « 1 » »
همچنين است انسان كامل كه اوّل الأوائل است نسبت به باقى موجودات ؛ چه ، پيش فهميدى كه انسان علّت غايى است ، و « 2 » علّت غايى مقدّم در تصوّر است ؛ يعنى در وجودگرفتنش در عالم ذهن كه يكمرتبه از مراتب وجود است . از اينجاست كه حقيقت محمديّه ( ص ) « 3 » مىفرمايد :
« كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطّين » . و اوصيايش مىفرمايند : « نحن الاوّلون » . و كلام على - عليه السّلام - « 4 » است « 5 » : « انا آدم الاوّل » . و عارفى راست :
« بودم آن روز من از طايفهى دردكشان * كه نه از تاك نشان بود و « 6 » نه از تاك نشان »
و قيل بالعربيّة :
« شربنا على ذكر الحبيب مدامة * سكرنا بها من قبل ان يخلق الكرم »
و نيز « 7 » انسان آخر الاواخر است نسبت به موجودات ؛ چه ، علّت غايى مؤخر از تمام است من حيث الوجود الخارجى . از اينجاست كه فرمودهاند : « و نحن الآخرون » . پس عقل كامل انسانى « 8 » به اعتبارى فاتحة الكتاب است ؛ چه ، مقدّم از او موجودى از حقّ صادر نشده . و به اعتبارى خاتمهى كتاب كون است ؛ چه ، در آخر قوس عروج به آن عقل كل منتهى مىشود سلسلهى كتب آفاقى و انفسى . و عالم بشراشره رقيقه و صورت صادر نخستين است . كما قال المولوى :
هامش
( 1 ) . شا : ( كما . . . خويشتن ) را ندارد .
( 2 ) . شا : ( علّت غايى است و ) را ندارد .
( 3 ) . شا : ( ص ) را ندارد .
( 4 ) . شا : ( عليه السلام ) را ندارد .
( 5 ) . شا : ( است ) را ندارد .
( 6 ) . شا : ( و ) را ندارد .
( 7 ) . شا : ( نيز ) را ندارد .
( 8 ) . شا : انسان