تا قيامت بس بود آن مختصر » « 1 »
لذا قيل :
« نه فلك راست مسلّم ، نه ملك را حاصل * آنچه در سرّ سويداى بنىآدم از اوست »
و ايشان - قدّس سرّه العزيز « 2 » - دربارهى او فرمودهاند :
طبيعى قوّهى تو ده هزار است
اوّلا از ذات انسان بود و حالا از صفات اوست . از جملهى صفات او آنكه از جهت انسان اولا و بالذات دوگونه قوّه است : اوّل قوه طبيعيه و دوم اراديّه . اما طبيعيهى او جاذبه و ماسكه است ، مصوره و دافعه است ، غاذيه و ناميه است ، الى غير ذلك . اينها را قواى طبيعيه گويند ، از باب آنكه حلول سريانى دارند در طبيعت و محلّ ، و منتفى مىشوند به انتفاى موضوع ، چون اعراض نسبت به موضوعات . اما قوّهى جاذبه ، بدان كه چون مخالف بالنوع است ، لهذا به عدد هر جزء و هر « 3 » عضوى كه در بدن است ، در هر يك جاذبهاى است كه جذب مأكولات و مشروبات از جهت آن عضو مىنمايد . چنانكه از جهت هر عضوى كه در بدن انسان است ، قوّهى ماسكهاى است كه در خود نگاه مىدارد غذا را تا جزء خود نمايد . و باز به عدد هر جزوى قوّهى مصوّرهاى است كه صورتبندى مىكند آب و نان را ، بهصورت آن عضو مخصوص ، و قس على ذلك باقى ديگر را . اين است كه قوّهى طبيعيّهى انسان از ده هزار هم متجاوز مىشود « 4 » و تمام عطيّهى حق [ است ] . از اينجاست كه :
« وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها »
.
هامش
( 1 ) . شا : ( بالجمله . . . مختصر
( 2 ) . شا : ( العزيز ) را ندارد .
( 3 ) . شا : ( هر ) را ندارد .
( 4 ) . شا : است