هى الكتاب الّذى كتبه بيديه و هى الهيكل الّذى بناه بحكمته و هى مجموع صور العالمين و هى المختصرة من اللّوح المحفوظ و هى الشاهدة على كلّ غايب و هى الحجة على كل جاحد و هى الطريق المستقيم الى كل خير « 1 » و هى الصّراط الممدود بين الجنّة و النّار » .
تو را ربع شمالى گشت مسكن * كه دل در جانب چپ باشد از تن
يعنى چون تو « 2 » اشرف از تمام موجودات و جان تمام هستى ، و عالم به منزلهى بدن تو ؛ لهذا تو در ربع شمالى كه سمت چپ است از خطّ استواء واقعى ، چنانكه به حسب واقع نفس الأمر ، دل انسان را « 3 » كه اشرف تمام اعضاى رييسه و مرئوسه است ، ديدهاند كه در طرف چپ از تن واقع است ؛ و اين از بابت مثال « 4 » و مشابهت است . و إلّا آن دلى كه او خانهى حقّ است و مشرف است به مقتضاى : « انا عند قلوب المنكسرة » ، غير از اين دل لحمى است . چنانكه گفته است « 5 » جامى :
« آنكه دل نام كردهاى به مجاز * رو به پيش سگان كوى انداز »
قوله :
جهان عقل و جان سرمايهى توست * زمين و آسمان پيرايهى توست
بدان كه منظور اثبات « 6 » شرافت انسانى « 7 » است هم بر عقل و هم بر جان .
و بودن عقل و جان سرمايهى انسان كه در كلام ايشان است از جهت آنكه
هامش
( 1 ) . شا : ( و هى الطريق . . . خير ) را ندارد .
( 2 ) . شا : ( تو ) را ندار
( 3 ) . شا : ( را ) را ندارد .
( 4 ) . پا : مثل
( 5 ) . پا : گفتهاند
( 6 ) . پا : ثبوت
( 7 ) . شا : انسان