تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
به مركز آيد ، باران است . چنان‌كه در بودن ابر اگر ابخره مجددا صعود نمود ، آن ابر مانع است او را از عروج ؛ به‌تدريج حبس شود و چون بخار غلبه كند « 1 » لا بد سحاب فوق « 2 » را خرق نمايد . از شدّت خرق او صدايى حادث شود كه اسمش رعد است . و از اثر خرق و اصطكاكات « 3 » اجزاى سحاب ، به سبب رياح ، بروز نار است كه برق باشد ؛ چنان‌كه سبب صاعقه عروج ادخنه‌ى كبريتيه است كه به غلبه‌ى حرارت دخان « 4 » اجزاى صغيريّه‌ى « 5 » ارضيّه به علو صعود نمايد در يد قاسر . چون به كره‌ى نار رسد ، اجزاى كبريته‌ى « 6 » او « 7 » مشتعل شود و در هبوط به مركز ، به هم ملصق شده ، نازل گردد به ميل طبيعى . و از اشتياق به مركز خود و بعد مسافت ، به هر جاى از ارض كه وارد شود خراب نموده ، فرود رود . كل اين‌ها به تقدير اللّه العزيز الحكيم [ است ] ، و منوط به اسباب طبيعيّه كه اثر حرارت از انعكاس اشعّه‌ى شمسيّه باشد . بالجمله پس اگر شمس در تابستان چنان‌كه در اين هواى مجاور با خاك حرارت دارد ، در آن طبقه « 8 » همين قدر حرارت داشته باشد ، بايد از حرارت او ابر در هيچ وقت مشهود ما نباشد ، به جهت آنكه وجود او از برودت است ، و حرارت مانع از تكوّن و انعقاد اوست .

بيان خلقت نار و طين و استكبار ابليس

تو بودى عكس معبود ملايك
هامش
- « الصاق اجزايى به شكل طبيعى نازل شد منجمدا برق است و اگر بعد از اجتماع اجزاء به هيئت كرويّت منجمد شده عود نمود تگرگ » ( 1 ) . شا : نمايد ( 2 ) . پا : ( فوق ) را ندارد . ( 3 ) . پا : استكاكات ( 4 ) . پا : ( دخان ) را ندارد . ( 5 ) . پا : ( صغيريه ) را ندارد . ( 6 ) . شا : كبريته ( 7 ) . شا : ( او ) را ندارد . ( 8 ) . شا : جا
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 260 | پرويز عباسى داكانى / محمد ابراهيم سبزوارى