تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
آنكه من از طايفه‌ى قريشم ؛ كه مستمع چنين گمان مىكند ، سواى آنكه از قريشم ، ذم است از جهت او ، در حال آنكه مدح اوست ؛ چه ، در ميان اعراب از طايفه‌ى قريش هم به حسب جاه و جلال دنيوى ، و هم به حسب سعادت اخروى شريف‌تر نيست ، بنا بر آن حديثى كه خود مىفرمايد : « و اختار عن الناس قريش و اختار من القريش بنى هاشم » « 1 » . منظور آن است كه اگر چه لفظ ظلوم و جهول على الظاهر از صفات ذميمه است ، اما در واقع نفس الامر از صفات حسنه‌ى انسان است ، بنا بر آن معنايى « 2 » كه جامى سامى - قدّس سرّه العزيز « 3 » - از جهت اين آيه‌ى شريفه نموده « 4 » :
« بر سماوات و ارض و ما فى البين * قد عرضنا الأمانة فأبين ليس للكون كائنا ما كان * كافلا حملنا سوى الانسان غير انسان كسش نكرده قبول * ز آنكه انسان ظلوم بود و جهول ظلم « 5 » او آنكه هستى خود را * كرد فانى بقاى سرمد را جهل او آنكه هرچه جز حق بود * نقش او را ز لوح دل بزدود نيك ظلمى كه عين معدلت است * نغز جهلى كه مغز معرف است »
هامش
( 1 ) . شا ( چنان‌كه . . . بنى هاشم ) را ندارد . ( 2 ) . شا : بر آن ( 3 ) . شا : ( العزيز ) را ندارد . ( 4 ) . شا : نموده‌اند ( 5 ) . پا : اما ظلم