تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
نهايت برودت است ، به حدى كه ابخره « 1 » جزء به آن طبقه « 2 » به محض رسيدن از سردى هوا منجمد مىشوند كه اسمش ابر « 3 » است . على الجمله مسئله‌ى كيس كه مطرح حكما طبيعى است ، چنان‌كه جناب « 4 » مولوى متذكرند كه « 5 » :
« مسئله‌ى كيس ار بپرسد كس تو را « 6 » * گو نگنجد گنج حق در كيسه‌ها »
چه ، ديده شده كيسه‌ى پر از طلا و نقره كه در ورود برق بر او ، طلا و نقره‌ى او گداخته شده ، و اثرى به خود كيسه نرسيده . به همين قواعد مذكوره به ظهور حرارت از انعكاس شمس بر اجرام كثيفه راجع است كه چون خود كيسه جسم رقيق است ، لهذا اثر نور بر باطن اوست . بارى از اثر انعكاس شمس بر اجرام ارضيّه و ظهور حرارت او بر بحار و اراضى رطبه ، اولا موجب تبخير ماء است و اجزاى رشيّه‌ى مائيّه ، به غلبه‌ى حرارت كه مايل به محيط است - به خلاف ميل طبيعى در يد قاسر ، به علوّ صعود نمايد ، چون به آن طبقه‌ى زمهريريّه - كه اثر انعكاس به او نمىرسد - برسد ، از غلبه‌ى برودت اجزاى ماء ، منجمد شده ، ابر حاصل شود . بعد از نفاد حرارت ، ماء به ميل طبيعى به مركز عود نمايد ؛ چون احسن اشكال شكل كروى است به هيئت كرويّت . اگر قبل از الصاق اجزايى به هم ، در هبوط ، برودت ، بر او غلبه نمايد ، به شكل طبيعى نازل شود منجمدا برف است . و اگر بعد از الصاق و اجتماع اجزا به شكل طبيعى به هيئت كرويّت منجمد شده عود نمود و نازل شد ، تگرگ « 7 » است . و اگر در الصاق و عدم انجماد
هامش
( 1 ) . پا : انجزء ( 2 ) . شا : به آنجا ( 3 ) . شا : ابر ( 4 ) . شا : ( جناب ) را ندارد . ( 5 ) . پا : ( كه ) را ندارد . ( 6 ) . شا : مر تو را ( 7 ) . در نسخهء شا به جاى عبارت ( الصاق اجزاى ماه . . . تگرگ ) عبارت ذيل آمده است :