تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥

بيان ابتدا و انتهاى انسان :

اول بدان كه فعل نيكو كه از فاعل مختار صادر مىشود ، آن است كه در او چهار علّت موجود باشد ؛ يعنى آن فعل مشتمل بر علل اربع باشد . و قصد مىكنيم به علل اربعه ، علّت فاعلى ، و علّت مادّى ، و علّت صورى ، و علّت غايى را . مثل آنكه [ در ] صادر شدن كرسى از مرد نجار ، اين چهار علت « 1 » در فعل او موجود است . اما علّت فاعلى خود نجار ، و علّت مادى همان مادّه‌ى چوب است . و علّت صورى آن « 2 » همان صورت مخصوص كرسى است . و علّت غائى او قرار گرفتن شخص است بر روى او كه غايت ساختن او همين است . پس ثابت گرديد كه علّت غائى ، مقدّم در تصوّر ، و مؤخر در وجود است ؛ چه ، اوّلا و بالذات تا فاعل فايده‌ى فعلى را تصوّر ننمايد ، درصدد صدور برنيايد . بعد از اين‌ها بدانكه حق حقيقى فاعل مختار است ، و كليه‌ى اين عالم وجود بشراشره و نظام الاحسن « 3 » - كه حاوى بر عوالم طوليه و مجالى خمسه است - فعل او ، و اين فعلش مشتمل بر علل اربع است بتمامه ؛ زيرا « 4 » كه احسن افعال است . اما علّت فاعلى و علّت مستقلّه خود حقّ تعالى ، « 5 » و علّت مادى او « 6 » عناصر اربعه است كه تمام اشياء از همين‌ها مركّب‌اند . و علّت صورى او ، صورت همين عالم است ، همچنان‌كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست ، و علّت غايى او حقيقت انسان است كه مقصود از ايجاد كليه‌ى اين عوالم اوست . « 7 » مقصود بنّا از ساختن خانه نشستن در اوست . پس بدانكه اگر جلوس سلطان در
هامش
( 1 ) . شا : تمام ( 2 ) . شا : او ( 3 ) . شا : احسن ( 4 ) . شا : چرا ( 5 ) . پا : ( تعالى ) را ندارد . ( 6 ) . شا : « او » را ندارد . ( 7 ) . شا : ( كه هر چيزى . . . اوست ) را ندارد .