تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
كه نيّر اعظم است - ، و حرارت غريبه ، و حرارت حاصله از حركات بدنيّه و نفسانيّه بر آنها در تحليل‌اند . و گويا اين غاذيه مثل جامه‌دوزى است كه هميشه اين بدن طبيعى را وصله‌دوزى نموده ، و دائما « 1 » تحصيل بدل ما يتحلّل مىكند . سوّم « 2 » از آن قواى ثلاثه ، مولّده است كه چون مسخّر حق بود ، لهذا او را موكّل بر آن نموده كه هميشه‌ى اوقات حفظ انواع نمايد ؛ چه نوع نبات ، چه حيوان ، چه انسان . چه ؛ او هميشه تحصيل مىنمايد جوهر هضم رابع را كه او از « 3 » منى و نطفه و تخم « 4 » است . آيا نمىبينى كه قوّه‌ى مولّدهء موكّله بر نبات بانواعها اخذ مىكند جوهرى را ، و محفوظ در ميان دانه‌ى خود مىنمايد كه چون او را به زمين نمايى ، مثل همان شجر سابق ظاهر شود ، يا آنكه قوّه‌ى مولّدهء موكّله بر انسان كه از سنّ كبارت آن قوه ، قوت گرفته است ، مشغول مىشود « 5 » به تحصيل جوهرى از « 6 » هضم رابع ؛ چه « 7 » غذا بايد از هضومات اربعه اعنى هضم فمى و معدى و كبدى و عروقى - كه در هريك مصوّر به صورتى است - بگذرد . و اسم آن جوهر چنان‌كه گذشت منى است كه به محض ريختن در زمين رحم ، بعد از قدر قليلى از زمان ، يعنى بعد از « 8 » نه ماه ظاهر مىشود ؛ شخصى كه در « 9 » وقت بزرگ شدنش گويا بعينها همان شخص سابق است . لذا قال رسول اللّه : « اولادنا اكبادنا » . چنان‌كه گفته‌اند :
« پسر كو ندارد نشان از پدر * تو بيگانه خوانش ، نخوانش پسر « 10 » »
هامش
( 1 ) . پا : ( دائما ) را ندارد . ( 2 ) . شا : سيّم ( 3 ) . شا ( از ) را ندارد . ( 4 ) . شا : بذر ( 5 ) . شا ( مىشود ) را ندارد . ( 6 ) . پا : ( از ) را ندارد . ( 7 ) . شا : رابع مىشود چه ( 8 ) . شا : ( بعد از ) را ندارد . ( 9 ) . پا : ( در ) را ندارد . ( 10 ) . شا : ( چنان . . . پسر ) را ندارد .