قوا و طبايع در تحت تصرّف او - تعالى - و مسخّر اوست . اين است كه در صورتى كه قوّهى ناميه جسم نبات و حيوان و انسان را نموّ مىدهد و بزرگ مىنمايد ، مىگويى خدا بزرگ نموده است . و در حينى كه فيض ثمر به حسب ظاهر از شجر پيدا شده ، مىگويى كه خدا امسال خوب ثمرى به ما « 1 » عطا نموده ، الى غير ذلك كه همه مسخّر اويند .
نزوع جانور از صدق و اخلاص * پى ابقاى جنس و نزع اشخاص
اول بدان كه اصل قوايى كه نبات ، مختص به آن است « 2 » سه است و در تحت هريك از اين سه قوّه ، باز قواى كثيره است كه دست قدرت ، آنها را مأمور و مجبور نموده كه هميشهى اوقات در عمل خود مشغول باشند .
اوّل از آنها ناميّه است و آن هميشه موكّل بر كمال اشخاص است ، چه نبات و چه حيوان و چه انسان ، كه اگر اين قوّهى ناميّه نباشد و بزرگ نشوند ، نبات اوّل نخواهد بود . و ثانى آنكه اگر نباشد ، استعداد گرديدن جزء حيوان نخواهد داشت ؛ و حال آنكه كمال او آن است . و عدم قوّهى ناميه در « 3 » حيوان هم همين حكم را دارد . و همچنين در عدم اين قوه در انسان ، [ آدمى ] استعداد از جهت خلعت خلافت نخواهد داشت . دوّم از آن سه ، قوّهى غاذيه است ، و آن از براى بقاى شخص است « 4 » كه از نبودن او ، چه در نبات ، و چه در حيوان عدم آنها لازم مىآيد ؛ به جهت آنكه ابدان ، چه بدنى كه متعلّق به نفس نباتى است ، و چه بدنى كه متعلّق به نفس حيوانى است ، چه حيوان صامت ، و چه حيوان ناطق ، تمام مدام بهواسطهى استيلاى حرارت اربع اعنى حرارت غريزيه ، و حرارت كوكبيّه ، خصوصا شمس -
هامش
( 1 ) . شا : ( به ما ) را ندارد .
( 2 ) . شا : آن است آن
( 3 ) . شا : ( در ) را ندارد .
( 4 ) . پا : ( است ) را ندارد .