حتى وجود قاذورات « 1 » ، چه ، خيريّت وجود ، بديهى است . اين است كه حكما فرمودهاند « 2 » : كليهى عالم از همين كه موجود است ، بهتر امكان نداشت كه موجود شود ، چه ، اگر بهتر امكان داشت ، يا حق عالم نبود به بهتر از اين كه ايجاد نمايد ؛ يا علم داشت اما قدرت بر ايجاد نداشت ؛ يا آنكه هم عالم بود و هم قادر بود به بهتر ، اما همين بد را اختيار نمود « 3 » و خلق كرد . بر هر وجه نقص لازم مىآيد ، بر اوّل جهل ، و بر ثانى عدم قدرت ، و بر ثالث ترجيح بلا مرجح ، بلكه ترجيح مرجوح « 4 » . كل اينها بر حق عليم حكيم محال « 5 » است - تعالى عن ذلك علوّا كبيرا - ، بلكه : « به هركس هر چه لايق بود دادند » ؛ « العطيّات به قدر القابليّات . » پس اين ترتيب ، احسن نظام است . از اينجاست كه مىفرمايند « 6 » :
وجود پشه دارد حكمت اى خام * نباشد در وجود شير و بهرام
به صورتى خاصّاند ، كلا و طرّا با هم اتحاد و ارتباط « 7 » به حسب وجود ، و به حسب « 8 » جسميّت ساريه - كه قابليّت ابعاد ثلاثهى عرض و طول و عمق است - دارند . اما اختلاف هريك از ديگرى به حسب صورت نوعيه محقق است كه آن صور مختلفهى نوعيه « 9 » ، باعث آثار مختلفه مىشوند . پس در عناصر ، چون صور نوعيّه مختلف « 10 » است ، لهذا آثار آنها هم مختلف است ، كه اثر حرارت نار از برودت ماء ، و يبوست خاك از رطوبت هوا نيايد .
شده يك چيز از حكم ضرورت
هامش
( 1 ) . پا : قازورات
( 2 ) . پا : مىفرمايند
( 3 ) . شا : نموده
( 4 ) . شا : ( بلكه ترجيح مرجوح ) را ندارد .
( 5 ) . شا : حق حقيقى محال
( 6 ) . شا : مىفرمايد
( 7 ) . پا : ( و ارتباط ) را ندارد .
( 8 ) . شا : ( وجود و به حسب ) را ندارد .
( 9 ) . شا : نوعيه مختلفه
( 10 ) . شا : مختلفه