كلمات مفردهى هجائيه رسم مىكند . اين است كه اصول حروفات و كلمات همين بيست و هشت حرف هجائيه است كه از ضمّ آنها بعضى را به بعضى ، اين همه حرفها و كلمات غير متناهى « 1 » پيدا مىشود از تصنيفات و تأليفات و كتابها . و هر حرف از حروفات را كه نظر نمايى ، مادّهاش يا « الف » است يا « ب » يا « ت » يا « ج » يا « دال » است « 2 » الى غير ذلك . نمىشود كه از تمام آنها خالى باشد ، بل محال است . و ايضا مثل نفس رحمانى كه از جهت او نيز بيست و هشت منزل است كه عبور به هر منزلى كلمهى تكوينى وجودى رسم مىكند . اما بيست و هشت منزل كه بر آنها گذشته و موجود نموده ؛ اوّل عقل ؛ دوّم جان ؛ و نه فلك ، و چهار اركان - كه عناصر اربعه باشد و سه مواليد كه نبات و معدن و حيوان باشد ، و نه مقولهى اعراض است و يك مقولهى جوهر « 3 » .
بارى اين نفس رحمانى وجود منبسط است كه در هر شىء عين همان شىء است . اختلاف « 4 » به اسم و اعتبار است ، مثل آنكه صوت انسان - من حيث هو صوت - يكى است ، به حركات گوناگون گاهى مدح مىشود ، گاهى ذم . بالجمله از براى قمر بيست و هشت منزل است كه در تمام كردن اين بيست و هشت منزل ، آن وقت با شمس مقابل مىشود . يعنى شمس در يك سمت رائى واقع مىشود « 5 » و قمر در سمت ديگر . به معناى آنكه قمر تمام جرمش نورانى گردد ، مثل آن وقت با شمس مقابل مىشود . يعنى شمس در يك سمت رايى واقع « 6 » ، مثل آيينه كه مقابل عاكس باشد ، تمام عكس در آينه ظاهر شود . اين از بابت آن است كه قمر جسم كثيف صيقلى
هامش
( 1 ) . شا : متناهيه
( 2 ) . پا : ( است ) را ندارد .
( 3 ) . شا : اعراض و يك مقوله جوهر است
( 4 ) . شا : اختلافى
( 5 ) . پا : شود
( 6 ) . شا : ( مثل آن وقت . . . گردد و ) را ندارد .