است و فى حدّ ذاته عارى از نور - چنانكه گذشت - و از شمس كسب نور مىكند ؛ و مقابل شدنشان با هم نيست مگر در شب چهارده . و معلوم است كه از چهارده به چهارده ديگر بيست و هشت روز است . از اينجاست كه خود « 1 » مىفرمايد :
شود با آفتاب آنگه مقابل
بيان عقايد حقّه و باطله :
اگر در فكر گردى مرد كامل * هر آيينه كه گويى نيست باطل
يعنى اگر انسان بهنظر دقيق و تحقيق عرفانى ملاحظهى اوضاع اين عالم سماء و سماويّات - كما هو حقّه - كرده و هر چيزى را در سر جاى خود ، و نسبت « 2 » به خود ملاحظه نمايد ، و نظر شربينى و شيطنت را از ميانه بردارد ، آن وقت خواهد ديد كه هريك از آنها و اوضاع « 3 » آنها « بتقدير اللّه العزيز العليم » مدبّرات اين عالم عنصريّاتاند ، و منشأ خيرات لا تعدّ و لا تحصى ، به حركات ذاتى و عرضى خود . كما قال تعالى :
« وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ »
، نه آنكه وجود آنها را « 4 » عبث و باطل و بلا غرض ايجاد فرموده باشد . كما فى القرآن :
« وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ »
الى غير ذلك . پس تا هرجا نور وجود رفته ، تمام خوب و خير محض [ است ] ، و مشتمل بر حكمتهاى كثيرهى حضرت حقّ - جلّ جلاله « 5 » - ،
هامش
( 1 ) . پا : ( خود ) را ندارد .
( 2 ) . شا : بسته
( 3 ) . پا : اوضاعات
( 4 ) . پا : را با
( 5 ) . پا : جل و علا