كه ضعف و سكون است - مبرّا ، و از فطور - كه به معنى انصداع و انشقاق باشد - معرّااند . قوله تعالى :
« فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ »
. كما قيل :
« اندر اين گردون مكرّر كن نظر * چون كه حق فرمود : ثم ارجع بصر
يك نظر قانع مشو زين سقف نور * بارها بنگر ، ترى هل من فطور ؟ »
پس شب و روز بىخور و خواباند و متحركاند به جهت رسيدن به معشوق حقيقى . كما قيل « 1 » :
« صوفيان كبودپوش همه * از غم دوست در خروش همه »
معناى اشعار تا قولش كه « معدّل كرسى » واضح است .
قوله :
بيان دوران كواكب سبعه :
معدّل كرسى ذات البروج است
بدان كه از دواير كبارى كه بر افلاك فرض شده و مشهور است ، يكى معدّل النّهار است ؛ و او دايرهاى است كه بر وسط فلك الافلاك فرض مىشود . دوّم منطقة البروج است ، و آن « 2 » دايرهاى است كه بر وسط « 3 » حقيقى فلك هشتم كه مسمّى به فلك ثوابت است ، فرض گرديده . و گويا معدل دايرهاى است كه منطقة البروج بر او قرار گرفته است . و « 4 » منطقة البروج
هامش
( 1 ) . شا : ( كما قيل ) را ندارد .
( 2 ) . شا : او
( 3 ) . شا : منطقه
( 4 ) . شا : چه