مظهر ديموميّت « 1 » حقاند . و انطواى آنها كطىّ السّجل للكتب در طامّة « 2 » الكبرى ، مخصوص به وقتى دون وقتى نيست ، بلكه مشروط به تبديل نظر سالك است در لحاظ توحيد ، و اسقاط اضافهى وجود عرضى است از آنها در آن نظر ، « الآن كما كان » .
« بىانتظار محشر ، حقبين ، فناى كلّ ديد »
پس قلب انسان كامل فى الحقيقة مركز و قطب اين عرش است ؛ چه ، آنها را حق مسخّر انسان قرار داده . كما قال تعالى :
« وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ »
. و ايضا : « جعل لكم سبع طرايق » ، يعنى آنها مفطور و مجبورند بر حركات خود كه موجب تكميل صورى و معنوى آدم و توابع آدم - كه خليفة اللّه است - شوند . قال على - عليه السّلام - : « انّ محلّى من الخلافة محلّ القطب من الرّحى » . و عارفى فرموده است :
« فلك دوران زند بر محور دل * وجود هر دوعالم مظهر دل »
و شيخ عطار مترنم است « 3 » :
« روز و شب اين هفت پرگار اى پسر * از براى توست بركار اى پسر
طاعت روحانيان از بهر توست * خلد و دوزخ عكس لطف و قهر توست »
كه اين چون نقطه و آن دور محيط است
گويا دل كه عبارت از نفس ناطقه « 4 » و حقيقت انسان است ، مثل مركز و
هامش
( 1 ) . پا : ديومت
( 2 ) . شا : پا : تامة
( 3 ) . شا : قال العطّار
( 4 ) . شا : ناطقه است .