سكون در وسط است « 1 » . چنانكه اگر كرهاى فرض شود از مغناطيس ، ميان خالى ، و در وسط او نخودى از آهن انداخته شود ، چون از تمام جهات آن قوه او را جاذب و طالب است ، لا بد او معلّق در وسط ، ساكن خواهد بود . و بعضى ديگر از حكما گويند : علّت سكون ارض از باب جذب فلك نيست ؛ چه ، افلاك اجسام لطيفاند و ارض كثيف ، و مناسبت ندارد « 2 » ، بلكه سكون ارض از باب دفع فلك است او را از جميع جوانب به دفع مساوى ؛ از جهت ستّه به هريك ميل نمايد ، از جهت خلاف او دفع است .
لازمهى اين دفاع بعد از تقاوم ، سكون در وسط است . و اشاره به طريقهى اوّل است قول مولوى :
« آن حكيمش گفت كز جذب سما * از جهات شش بماند اندر هوا »
و اشاره به طريقهى ثانى « 3 » است قول ايشان ، بلكه دفعش مىكند از شش جهات .
« تا بماند اندر ميان عاصفات »
امّا ادلّهى نقلى بر سكون ارض كما فى الدّعاء : « يا من استقرّت الارضون باذنه » ؛ و فى القرآن :
« وَ أَلْقى
« 4 »
فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ »
، و جايى ديگر است :
« وَ الْجِبالَ أَوْتاداً »
.
بيان قلب مؤمن حقيقى و عرش الرحمن :
چرا گرديد نامش عرش رحمان ؟ * چه نسبت دارد او با قلب انسان ؟
هامش
( 1 ) . شا : سكون است در وسط
( 2 ) . شا : ندارند .
( 3 ) . شا : ثانيه
( 4 ) . شا : و القينا