لذا « 1 » قال « 2 » تعالى :
« وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ »
.
ببين يك ره كه تا خود عرش اعظم * چگونه شد محيط هر دوعالم ؟
كه احاطهى تامّه دارد فلك الافلاك بر باقى ديگر ؛ چه ، تمام در جوف اوست و به حركت مخصوص به خودش - كه در شبانهروزى يك دور باشد - تمام افلاك را حركت مىدهد ، هرچند كه از جهت هر فلكى حركتى « 3 » مخصوص است بر خلاف حركت او . و تشبيهش مثل حركت مور است بر روى سنگ آسيا بر خلاف حركت او ، كه از وقتى كه مور يك دوره طى نمايد ، خود سنگ از الف دوره هم « 4 » متجاوز حركت مىكند . پس هريك از اين كرات معيّنه ، محيط بر كرهى تحت خودند . و بعد از آنها كرهى نار است ، و بعد هوا ، و ماء ، و ارض ، و « 5 » تماما محاط فلك الافلاك كه عرش عالم اجسام است و بالتّبع او متحركاند . سواى كرهى ارض كه چون مركز است ، ثابت است به قواعد « 6 » عقلى و نقلى بر خلاف عقيده باطلهى حكماء نصارى « 7 » . امّا علت ثبوت ارض را « 8 » عقلا از جهاتى « 9 » رسيدهاند ، منجمله از باب ميل اجزاء ثقيلهى او از جميع جوانب به مركز ، به ميل مساوى كه تقاوم و تدافع اجزاء به هم از جهات ستّه ، لازمهاش سكون در وسط است . و بعضى گفتهاند : علت سكون « 10 » ، جذب فلك است او را از تمام جهات ، به جذب مساوى كه به هر سمت رغبت نمايد ، از جهت خلاف او تقاوم است ، و چون جذوب از جهات ستّه ، معادل و مساوى است ، لازمهى او
هامش
( 1 ) . شا : ( لذا ) را ندارد .
( 2 ) . شا : قوله
( 3 ) . شا : حركت
( 4 ) . پا : ( هم ) را ندارد .
( 5 ) . شا : ( و ) را ندارد .
( 6 ) . پا : قواعد اصلى
( 7 ) . شا : ( نصارا ) را ندارد .
( 8 ) . پا : ( را ) را ندارد .
( 9 ) . شا : جهاتى ثابت و
( 10 ) . شا : ( سكون ) را ندارد .