است . و دوى ديگر كثيفاند كه خاك و آب باشد . خاك در نهايت كثافت و ماء حدّ وسط . و مكان آنها هم معلوم است كه نار در زير فلك قمر است ، و دليل بر وجود او ، ميل طبيعى نارهاى جزئيّهء فوق ارض است به محيط ؛ حتى آنكه شمع روشن را « 1 » سر به زير نگاه مىدارى ، باز ميل به بالا دارد . و مكان هوا در تحت مكان نار است تا كرهى خاك . و ماء ، محيط بر كرهى خاك است كه به قدر ربعى از ارض نمودار است ، و « 2 » مكان اينهمه حيوانات و اشجار « 3 » است .
كه هريك آيتى هستند باهر
يعنى « 4 » تمام اين عناصر اربعه آيهى حقّاند ؛ چرا كه تمام از او - تعالى - حكايت مىكنند كه نار از اسم يا قهارش - چه هو القاهر فوق عباده - و ماء از صفت يا محيى او ، و هوا از صفت تنفس ، و خاك از صفت يا امين ، چنان كه پيش گذشت .
پس از ايشان تو در جرم سه مولود
اوّلا بدان كه حكما از افلاك تعبير به آباء سبعه نمودهاند ، و از عناصر اربعه « 5 » به امهات اربعه ، و از نبات و معدن و حيوان به مواليد ثلاثه ، كه هيچ جزيى از اجزاى عالم از اين سه مولود « 6 » خارج نيست . و وجه ناميدن افلاك را به آباء ، آن است كه آنها تأثير مىكنند در عناصر ؛ و آنها را مادر مىگويند به جهت آنكه قبول اثر مىكنند ، و مثل مادرى مىباشند كه اين سه ولد در بطن او قرار گرفته . و چنانكه بطن مادر احاطه به جنين دارد تا وقتى كه جنين به كمال برسد ، همچنين اين عناصر اربعه ، احاطه به سه ولد خود دارند تا وقتى كه به كمال برسند . كما قيل :
هامش
( 1 ) . شا : شمع را
( 2 ) . شا : كه
( 3 ) . شا : اشجار و حيوانات
( 4 ) . شا : چه
( 5 ) . پا : ( اربعه ) را ندارد .
( 6 ) . شا : جزو