خود را به مرتبهى ترابيّت و « 1 » عالم جماديت « 2 » كه سالها در آن مقام كالحجارة المطروحة بود . و خامسا به عالم نباتات كه در اخبار از او تعبير به « آجام » شده ، و سادسا به عالم حيوانيّت ناقصه كه از او تعبير به « ضفادع » شده ، و سابعا به عالم حيوانيّت تامّه كه در اخبار از او تعبير به « فرس » شده ، و ثامنا به عالم خيال كه از باب تشكل او « 3 » به اشكال مختلفه ، تعبير به « جانّ » نمودهاند كه اينها وقايع عالم طبعاند « 4 » قبل از نزول حضرت آدمى در او .
تاسعا ظهور آدم طبيعى المستعدّة للعلم و العمل . از اينجاست كه چون اين « 5 » مراتب تسعهى مسطورهى مواليد ، منطوى در انسان است ، گويند عدد تسعه « 6 » متعلق به آدم است . و « 7 » :
در آخر گشت پيدا نفس انسان
در قول ايشان اشاره به اين مراتب سابقهى محويّه است در او . پس ثابت شد كه بعد از جميع موجودات نفس ناطقه موجود گشته ، و جوهر تمام است .
كه بر ناس آمد آخر ختم قرآن
يعنى انسان خاتمهى « 8 » قرآن كبير و « 9 » كتاب تكوين است ؛ چرا كه بعد از تمام ، موجود شده است . مثل آنكه بر نام اوست ختم قرآن صغير تدوينى .
چنانكه ظاهر است كه سورهى آخر قرآن و ختمش سورهى
« قُلْ أَعُوذُ »
است كه او مشتمل بر اسم انسان است . قوله تعالى :
« قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ إِلهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ
هامش
( 1 ) . پا : ( مرتبهء ترابيّت و ) را ندارد .
( 2 ) . شا : مادّيت
( 3 ) . شا : ( او ) را ندارد .
( 4 ) . شا : طبع است
( 5 ) . شا : ( اين ) را ندارد .
( 6 ) . شا : ( مسطوره . . . عدد تسعه ) را ندارد .
( 7 ) . شا : ( و ) را ندارد .
( 8 ) . شا : ختم
( 9 ) . پا : ( قرآن كبير و ) را ندارد .