است چنانكه بعد تعيين حركات ذاتى هريك مفصّلا مىشود . بالجمله در موضع خود مقرر گرديده كه اجرام فلك و فلكى لا تعدّ و لا تحصى است ، و همه ذى حياتاند . كما قيل :
« از ملك نه فلك چو گردان است * ملك اندر تن فلك جان است
عرش و كرسى و جرمهاى كرات * كمترند از بهايم و حشرات »
كه در وى سورهى سبع المثانى است
اعنى در قرآن كبير چون قرآن صغير سورهى سبعة المثانى است ، و مراد از سورهى سبع المثانى قرآن صغير سورة الحمد است ؛ سبعالمثانىاش گويند ، چه ، مشتمل بر هفت آيه است . و مثانىاش گويند چه ، به دو مرتبه بر پيغمبر نازل گرديد . و مراد از سورهى سبع المثانى در قرآن كبير به لحاظى كلّيهى افلاك است كه او مشتمل بر هفت آيهى ظاهرهى باهره است كه همان كواكب سبعهى سياره باشد ، كه هريك « 1 » از آنها آيتى است ظاهره « 2 » بر ظهور حق تعالى « 3 » . اگر به تحقيق ملاحظهى آنها نمايى ، هر يك از آنها را يا بى مشتمل بر عجايب حكمت ، و حاوى بر امارات صنايع غريبهى « 4 » الهيّه ، و مستغرق در عبادت حق ، چه ، فلك و فلكى تمام در تحميد حق و در عبادت خالقاند « 5 » به « 6 » همان حركت خود از غرب به شرق و بالعكس . و حركت آنها مثل انسان يا حيوان از روى اراده و شعور است ، نه مثل حركت ثقيل از محيط به مركز ، و از مركز به محيط كه طبيعى و قسرى است . و حركت ارادى لا بد غايت مىخواهد ، مثل آنكه
هامش
( 1 ) . شا : يكى
( 2 ) . شا : ظاهر
( 3 ) . شا : ظهور او
( 4 ) . پا : امارات صنع
( 5 ) . شا : حقاند
( 6 ) . شا : بر