آنها در تحت نفساند . پس مراتب موجودات به حسب تقدّم و تأخّر ، مثل آيات قرآن است كه در آنها وقف نمودهاند و تا مرتبهاى از مراتب متقدمه هنوز باقى است ، نوبت به مؤخّر نمىرسد . مثل آنكه تا آيهى قرآنى را به تمامت نخوانى ، شروع در آيهى ديگر جائز نيست ، چه ، مراتب احديّت مطلقه ، و واحديّت و جبروت و ملكوت و لاهوت و ناسوت كه كلّيهى مراتب وجود دارند - اگرچه در ضمن هر مرتبه باز مراتبى است - ولى نيز به طور كلّيت منقسم مىشود به مراتب عشره ، كه پنج در قوس نزول كه باطن ليلة القدر است ، و پنج در قوس صعود كه حقيقت يوم القيامة است ، كما مضى .
و هريك از مراتب عشره ، نسبت به كتاب تكوينى حق ، چون آياتىاند كه محلّ وقوف باشند ، چه ، در مراتب قوس نزول به طريق امكان اشرف ، كه اشرف تا اولا « 1 » اخذ وجود از علّت ننمايد ، نوبت به مرتبهى اخسّ از او نمىرسد ؛ و در قوس عروج به مقتضاى امكان اخسّ تا مرتبهاى استيفاى كمالات اخسّ را نكند ، تخطّى به مرتبهى فوق از او ننمايد . مثل آنكه تا تمام فعليّات و صفات بسايط محقّق نشود ، به مرتبهى مركب معدنى كه فوق او است ، نمىرسد ؛ و قس باقى را . اين است مفاد كلام ايشان كه : « مراتب همچو آيات وقوف است » ، كه بايد در هر مرتبه تحقق و توقف كرد ، و بعد در مرتبهى ديگر شروع .
بالجمله بر هر مرتبه و هر فرد از افراد موجودات ، حرف تكوينى اطلاق شده ، به جهت آنكه بدون انتساب به جاعل ، چون حروفات لفظى غير مستقلّة بالموجوديهاند . و آيه اطلاق شده ، چه ، معنى آيه ، نمونه و نشانه و علامت ذو الآية است . و فهميدى كه هريك از آنها معرب و مشعر
هامش
( 1 ) . شا : كه تا اولا اشرف از اشرف