اثبات . اما كتاب مبين كه در قرآن از او تعبير به امام مبين نموده ، به مفادّ :
« كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ »
، آن عقل اول ، و صادر نخستين است كه تمام اشياء احصاء در او شده ، يعنى آنچه كمالات و فعليات كه در مادون اوست بهطور تفرقه و انتشار در اوست به طريق لفّ و جمع ، چه اشرف از تمام است . و اشاره به حقيقت محمّديّه است كه خود مىفرمايد : « أوّل ما صدر نورى و روحى » .
و ام الكتاب اشاره به نفس كلّ كه از او تعبير به لوح محفوظ شده ، است « 1 » ، كه بعد از صادر اوّل اوست كه از پرتو و اشعهى عقل پيدا شده ، و اشاره به حقيقت علوى است . كما ورد : « انا و على أبوا هذه الامّة » . چه ، نفس كلّ اميّت دارد ؛ چه ، بلا واسطه قبل اثر و فيض را از جانب عقل كل « 2 » مىنمايد . و كتاب محو و اثبات - كما قال تعالى :
« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ »
- ، اشاره به نفوس جزئيّهء منطبعهى فلكيّه است « 3 » كه فى الحقيقة لوح قدر حقّاند ؛ و در او ثبت مىشود از لوح محفوظ صور موجودات و وقايعات زمانيّهى طبيعيّه از حق دفعتا واحدة ؛ و بعد بر حسب تقاضا و استعداد مواد طبيعيّه آن صورت كه مدّت غير متناهيه در نفس فلك بوده ، از آنجا محو مىشود ؛ و ثبت در مواد عنصريّه گردد كه از او نيز حق تعالى به رقّ منشور تعبير فرموده ، در آيهى شريفه .
« وَ الطُّورِ وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ »
، از باب انتشار آن ورقهى ماده كه بر نهج واحده ثبات و قرار ندارد ؛ بلكه هر جزئى از او در ضمن صورتى از صور نوعيّه و شخصيّه وجود دارد ، و عن قريب آن صورت را از خود خلع نموده ، و ملبّس « 4 » به صورت ديگر شود ، چنانكه مشاهد است در استحلالات و
هامش
( 1 ) . پا : محفوظ است
( 2 ) . پا : ( كل ) را ندارد .
( 3 ) . پا : ( است ) را ندارد .
( 4 ) . شا : نموده متلبس