دهد حقّ مر تو را هرچه تو خواهى
موافق تتمّهى حديث قدسى كه : « اذا سألنى اطعته و اذا دعانى اجبته » ، چه ، آن وقت گويا خودش از خودش سؤال مىنمايد ، و ممكن نيست كه حقّ سؤال خود را اجابت نفرمايد .
مثنوى :
« چون خدا از خود سؤال و كد كند * پس « 1 » سؤال خويش را چون « 2 » رد كند ؟ »
و در آيهى شريفه مىفرمايد :
« ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ »
. بايد دانست كه خواندن به حسب « 3 » لفظ تنها مراد نيست ، بلكه خواندن به حسب لسان حال و استعداد مراد است كه او هيچ ردّ و خطا ندارد . و در خواندن به حسب لفظ فقط كه قلب خبر نداشته باشد ، به مقتضاى :
« يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ »
، هيچ تأثيرى نيست ، بلكه محض گناه است . چنانكه رسيده :
« و ربّ تال القرآن « 4 » و القرآن يلعنه » . و جاى ديگر : « فويل لمن لاكها بين لحيته « 5 » ثمّ لم يدبّرها » .
نمايندت همه اشيا كما هى
چنانكه در دعا است : « اللهم أرنى الاشياء كما هى » . الهى غشاوت غفلت از بصر بىبصيرت ما بگشاى ، و هر چيز را چنانكه هست به ما بنماى . پس عدم قابليت از جهت رسيدن حقايق اشياء كما هو حقّه از خود ماست ، كه :
« زمين شوره سنبل برنيارد * در او تخم امل ضايع مگردان »
هامش
( 1 ) . شا : كى
( 2 ) . شا : او
( 3 ) . شا : ( حسب ) را ندارد .
( 4 ) . شا : للقرآن
( 5 ) . پا : لجبة